رقص و اینستاگرام؛ آیا انسدادی دیگر در راه است؟
*دکتر حبیب الله معظمی

پرسش: دکتر حبیب الله معظمی پژوهشگر و مدرس ارتباطات اجتماعی در آرمان سه شنبه 19 تیر با عنوان«رقص و اینستاگرام؛ آیا انسدادی دیگر در راه است؟ » نوشت:اظهارات پیاپی مقاماتی طی یک هفته اخیر و به فاصله چند روز (توام با پخش اعترافات تلویزونی دختران نوجوان یادشده) درمورد به زعم ایشان وضعیت ناپسند یکی از رسانه های اجتماعی و برخورد با شاخ های آن، نگرانی از دور جدید محدودسازی رسانه های اجتماعی را برانگیخته است.

پرسش: دکتر حبیب الله معظمی پژوهشگر و مدرس ارتباطات اجتماعی در آرمان سه شنبه 19 تیر با عنوان«رقص و اینستاگرام؛ آیا انسدادی دیگر در راه است؟ » نوشت:اظهارات پیاپی مقاماتی طی یک هفته اخیر و به فاصله چند روز (توام با پخش اعترافات تلویزونی دختران نوجوان یادشده) درمورد به زعم ایشان وضعیت ناپسند یکی از رسانه های اجتماعی و برخورد با شاخ های آن، نگرانی از دور جدید محدودسازی رسانه های اجتماعی را برانگیخته است.

متن کامل این یادداشت به این شرح است: 

دو سه روزیست ذهن جامعه ما را موضوع پخش رقص چند دختر نوجوان در یک شبکه اجتماعی و پخش اعتراف آنها در سیما به خود مشغول ساخته است. باز هم «جوان» و بازهم «رسانه اجتماعی» موضوع روز و به زعم برخی مساله اصلی جامعه شده اند.  

موج تکراری مساله سازی (در مقابل مسائل ذاتی و درونی) در جامعه به معنای اینست که ما نه تنها با بسیاری از پدیده های اجتماعی، مدرن و متاخر مساله داریم بلکه در اولویت گذاری مسائل هم دچار مشکل در سطح مدیریت کلان جامعه هستیم. درحالی که فساد گسترده شده و خبرهای خوش و امیدبخش از ریشه کنی و مبارزه با آن به گوش نمی رسد، و درحالی که بحران ناکارآمدی مدیریتی هر روز بیش از گذشته خود را نشان می دهد، رقص یک نوجوان مساله اجتماعی می شود، به طوری که وقت میلیاردی تلویزیون، به اعترافات رقصنده ها اختصاص می یابد.

به نظر مساله فرای رقص بلکه اینستاگرام و درست تر، رسانه های اجتماعی هدف است. قرار است ابتدا چهره زشت و مروج بی اخلاقی و ضد امنیتی برای یک رسانه اجتماعی ترسیم شود تا به زعم برخی زمینه برای برخورد و انسداد این رسانه های ضداخلاقی و ضد امنیتی  فراهم شده باشد.

اظهارات پیاپی مقاماتی طی یک هفته اخیر و به فاصله چند روز (توام با پخش اعترافات تلویزونی دختران نوجوان یادشده) درمورد به زعم ایشان وضعیت ناپسند یکی از رسانه های اجتماعی و برخورد با شاخ های آن، نگرانی از دور جدید محدودسازی رسانه های اجتماعی را برانگیخته است.

نگرانی یادشده برخاسته از تجربه گذشته و شناخت افکار عمومی نسبت به الگوی رفتاری برخی مقامات درموارد مشابه است. اظهارات مشابه در سه ماه پیش موجب انسداد تلگرام شد. تلگرام ابتدا با جریان سازی خبری ضد امنیتی و ضد اخلاقی بودن معرفی شد و سپس مسدود شد؛ اگرچه رسمی و نه عملی. که خود این باز بودن غیررسمی چه هزینه های اقتصادی و مدیریت شبکه ای که به بار نیاورد و افکار عمومی حریص تر ساخت.

اینستاگرام تنها رسانه اجتماعی است که در ایران هرگز حتی موقت، مسدود نشده است و شاید دلیل آن این باشد که رسانه ایست تصویر(عکس، ویدئو) محور همراه با متن های نه چندان مطول و البته شخصی، فاقد تبادل اطلاعات و فاقد توانمندی گروه سازی که ظرفیت تهییج کنندگی( بسیج کنندگی ) آن بالا نیست. اما ظاهرا همین هم برای برخی قاابل تحمل نیست

اینک فناوریی آمده است به نام فناوری اطلاعات و ارتباطات که رسانه های اجتماعی بر پایه آن قرار می گیرند و توطئه آمریکا و اسراییل هم نیست چون مثل همه پدیده ها درهمۀجهان با خوب و بد آن کنار آمده اند که خوب های آن بسیار بیشتر از معایب آن است، مرزها را هم در هم می نوردد و قابل انسداد قطعی هم نیست و دسترسی به آن فوق العاده است و بخصوص که نیاز به اجازه گرفتن هم ندارد. عده ای تصمیم گیر در جامعه ما در برابر این پدیده گیج شده اند. بیاییم مثل همه دنیا مثل همین همسایگان کناری خود افغانستان و عراق عمل کنیم. در تعیین و تعریف سطح امنیتی برای رسانه ها بازنگری جدی کنیم و این قدر منابع و فکر و ذهن جامعه را درگیر مسائلی نکنیم که از مسائلی اصلی که امروزه دامن گیر جامعه شده و اعتراض هایی را سبب شده مثل مدیریت مساله دار آب در کشورمان، غافل نشویم.

به نظر، برخی درجامعه ما کماکان با رسانه اجتماعی مساله دارند و مساله آنها هم از «قالب فکری مجوزی» آنها متاثر است. آنها یادگرفته اند که به هرچیزی برای فعالیت ملت مجوز بدهند. حتی مجوز سخن گفتن و ابراز کردن.

و این ناشی از اعتقاد آنها به قالب و فرم تعیین کردن آنها برای حیات و زندگی مردم است.

اگر اینستاگرام دچار انسداد و محدودیت شود دیگر نمی توان غیر از این به مسوولان مربوطه گفت که به دور باطل دچار شده اند و عمیقا از تجربیات گذشته عبرت نمی گیرند.

رسانه های اجتماعی فارغ از برخی بی انصافی ها و بی اخلاقی هایی که دارند(که همچون دیگر پدیده های اجتماعی امری معمول است) دستاوردهای ارزنده، بی بدیل و مفید برای بشر امروز داشته اند و حفظ و بقای این دستاوردها و تثبیت آنها بر عهدۀ قانونگذاران مجلس است نه ورود ضابط و داور به این حیطه. ما جزو انگشت شمار کشورهای جهانیم که رویکرد پیشگیرانه بر نظام حقوقی رسانه ای کشورمان حاکم است که معنای ساده آن اینست که حاکمیت از ابتدا نگاه بدبینانه به فعالیت رسانه ای دارد و رسانه های شناسنامه دار ما از این بابت بشدت رنج می برند که موجب می شود که هر مقامی به خود اجازه ورود به این عرصه را بدهد. ما کماکان و امیدوارانه چشم یاری به مجلس داریم تا حقوق نحیف رسانه در کشور ما را فربه و قدرتمند سازد.

با پخش اعترافات دختران نوجوان در سیما برخی اندک باقیمانده های دلسوزان واقعی و کاردان های بی قدرت تلویزیون اینک می دانند کارکرد رسانه این نیست که بخشی از فرآیند قضایی و امنیتی باشد.

شاید ما برخی رفتارها و بیان ها در فضای مجازی را نپسندیم و شاهد بی انصافی ها و بی اخلاقی ها در برخی رسانه های اجتماعی رسانه ها باشیم، اما کدام پدیده اجتماعی که ماندگار می شوند و جزو لوازم و ضروریات زندگی انسان می شوند بخصوص آنها که زمانی نیست که از نوآوریشان می گذرد، این چنین نیستند؟ راه مواجهه با آنها پرونده سازی و سپس انکار و از بن رد کردن آنها نیست.

در تقابل با تاریخ به معنای تجربه وعبرت، و در تقابل با واقعیت و بالاخره در تقابل با خواست قاطبۀ افکار عمومی ، قطعاً شکست از آنِ مقابله کنندگان است. برای استفاده درست از ظرفیت های مدرن و از ظرفیت های فناوری اطلاعات و ارتباطات فراگیر به جای تقابل بایستی اقدام به تعامل مثبت و سازنده و درک این ظرفیت ها به منظور برقراری یا حفظ آرامش ذهنی در جامعه بخصوص در شرایطی که در آن بسر می بریم و بخصوص استفاده از این ظرفیت ها برای توسعه کشور، کرد.  

ما بیش از هر چیز در جامعه خود به درک درست برخی مقام های تصمیم گیر قدرتمند از پدیده رسانه های اجتماعی، دوری از پیشداوری نسبت به این پدیده ، پرهیز از مواضع فکری لجوجانه درقبال رسانه های اجتماعی و نیز نسبت به افکار عمومی همچنین حذف تفکر پرونده سازی برای رسانه ها نیاز داریم.

###

 

 

 

 

 

 




نظرات کاربران

آخرین اخبار
از پرسش به شما 1
از پرسش به شما 2
یادداشت و نظر
از پرسش به شما
تماشا و نشست
© تمامی حقوق برای شرکت ایده بکر مبین محفوظ است.