یادداشت مدیر سابق کیهان درباره روحانی انقلابی و غیرگروهکی که اوایل انقلاب اعدام شد

چرا آیات مصباح و خزعلی، نسبت به محتوای کتابی که محل اختلاف بین عالمان و فقیهان بوده، با قاطعیت حکم به التقاطی بودن آن کرده و احتمال خطا در برداشت خود را از کتاب نداده اند؟ 

پرسش: مهدی نصیری مدیر سابق روزنامه کیهان که نسبت به مواضع تندروانۀ 30 سال یش خود تعدیل شده، در یادداشتی به چگونگی اعدام حبیب الله آشوری روحانی انقلابی و ناوابسته به گروهکها که اوایل انقلاب به طرز سووال برانگیزی  با فتوای آیات مصباح و خزعلی اعدام شد، پرداخت.

 

بازخوانی اعدام حبیب الله  آشوری  نویسنده کتاب توحید در سال ۱۳۶۰ 

مهدی نصیری 

حبیب الله آشوری (زاده ۱۳۱۵ گناباد - مقتول شهریور ۱۳۶۰ زندان اوین) روحانی انقلابی که در دهه ۵۰ در زمره شاگردان و دوستان آیت الله خامنه ای در مشهد بود، در سال ۱۳۵۶ کتابی را با عنوان توحید منتشر می کند. 

این کتاب مباحثات و مجادلات زیادی را در محافل انقلابی حوزوی بر می انگیزد. عده ای از جمله آقای خامنه ای مدافع کتاب و محتوای آن بوده و حتی بر اساس برخی نقل‌ها ایشان محتوای کتاب را برگرفته و نوعی انتحال و اقتباس از مباحث خود می دانسته بدون آن که در کتاب به آن اشاره شود، و از این جهت از آشوری گله مند بوده است.

اما عده ای دیگر از جمله مرحوم آیات مصباح و خزعلی، سخت منتقد محتوای کتاب بوده و آن را تا آنجا التقاط با مبانی ماتریالیستی می دانسته اند که بر اساس آن حکم به ارتداد آشوری می دادند.

در سال ۱۳۵۶ که سال دوم طلبگی من بود، روزی را به خاطر می آورم که در حوزه علمیه دامغان که مرحوم آیت الله خزعلی در شهر ما تبعید بود، جلسه داغ و پرچالشی را با حضور طلاب دامغانی مقیم قم در مدرسه حاج فتحعلی بیک دامغان در نقد کتاب توحید آشوری برگزار کرده بود. 

تا اینجای ماجرا هیچ اشکال و امر غیر طبیعی وجود ندارد. کتابی نوشته شده و مخالفان و موافقانی دارد. عالمانی آن را توحید ناب و عالمانی دیگر آن را توحید التقاطی می دانند و پیرامون آن بحث می کنند. 

اما فاجعه از اینجا آغاز می شود که
پس از پیروزی انقلاب که بحث پیرامون کتاب توحید ادامه داشت روزی حجت الاسلام حبیب آشوری که برای شنیدن مذاکرات نمایندگان پیرامون گروگان‌های آمریکایی به مجلس شورای اسلامی می رود، با گزارش مرحوم دیالمه نماینده مردم مشهد از سوی دادستانی بازداشت شده و به اوین برده می شود و در کمال تاسف و شگفتی، پس از مدتی بازداشت به استناد فتوای ارتداد آقایان مصباح و خزعلی بابت نگارش کتاب توحید از سوی آقای لاجوردی اعدام می شود.

در اینجا چند نکته وجود دارد: 

۱. چرا آیات مصباح و خزعلی، نسبت به محتوای کتابی که محل اختلاف بین عالمان و فقیهان بوده، با قاطعیت حکم به التقاطی بودن آن کرده و احتمال خطا در برداشت خود را از کتاب نداده اند؟ 

۲. با فرض این که دیدگاه آقایان مصباح و خزعلی در باره التقاطی بودن محتوای کتاب توحید قطعا درست بوده، چرا بر خلاف نظر مشهور فقهای شیعه حکم به ارتداد متفکر و نویسنده ای مسلمان داده اند که از سر شبهه و تشخیص اشتباه مطلبی التقاطی و حتی فرضا کفر آمیز نوشته است؟

۳. چرا دستگاه قضائی جمهوری اسلامی به استناد نظر و فتوای یک یا چند فقیه که بر خلاف نظر فقهای دیگر بوده اقدام به اعدام یک روحانی مبارز (و احتمالا بدون محاکمه رسمی و قانونی) می کند و جان انسانی بی گناه را می گیرد؟

۴. چرا موافقان کتاب توحید، به دفاع از مرحوم آشوری نپرداختند و مانع اعدام وی نشدند؟

۵. اساسا صدور حکم ارتداد و مجازات اعدام به خاطر طرح یک اندیشه و عقیده ولو باطل و کفر آمیز در حالی که صاحب اندیشه و عقیده در مقام ستیز با حقیقت نیست و دریافت خود را درست و حق می داند، بر خلاف یک قرائت متین و قابل دفاع فقهی از آزادی اندیشه است، که باید ترویج شود تا در آینده مانع از برخورد تکفیری و ریختن خون بی گناهان در جامعه اسلامی شود.

۶. بر اساس فتوای برخی فقهای شیعه اساسا اجرای حدود الهی از مناصب امام و حاکم معصوم است و در عصر غیبت کسی حق اجرای حدود از جمله حد ارتداد را ندارد. 

۷.وظیفه دستگاه‌های مربوطه، جبران مادی و معنوی این خون به ناحق ریخته شده و دیگر خون‌های به ناحق ریخته از این قبیل و دلجویی از بازماندگان است.

۸. توجه به نقطه محوری دیدگاه حیرت یعنی عدم اتمام حجت بر اغلب قاطع انسانها در عصر غیبت و فقدان حاکمیت امام معصوم، باب هر گونه خشونت ورزی با پیروان ادیان و مذاهب و دگراندیشان را بسته و تنها به گفتگو و بلاغ مبین و منطقیِ آنچه مؤمنان و صاحبان عقاید، حق و حقیقت قلمداد می کنند، توصیه می کند.
 

 

###

 

مهدی نصیری امروز پنجشنبه 18 شهریور درکانال خود توضیحات زیر دربارۀ یادداشت زیر منتشر کرد:

چند نکته پیرامون یادداشت اعدام حبیب الله آشوری 

مهدی نصیری 

یادداشتی که دیروز در کانال من در باره اعدام نویسنده کتاب توحید مرحوم حبیب الله آشوری به جرم ارتداد در سال ۱۳۶۰ منتشر شد و با استقبال گسترده خوانندگان و مخاطبان فضای مجازی مواجه شد، موجب برخی سوء تفاهمها شد که توضیح نکات زیر را لازم می دانم:

۱. انتشار این مطلب در این مقطع به این  دلیل بود که در شهریور ماه سالگرد اعدام آشوری، با بازخوانی این اتفاق تلخ و تحلیل آن، از بروز اتفاقات مشابه و برخوردهای تکفیری و خشونت آمیز در جامعه با صاحبان اندیشه و فکر و آثار آنان جلوگیری شود و تنها به گفتگو و جدال احسن و نقد و بررسی اندیشه و عقاید اکتفا شود. 

۲. پس از انتشار مطلب، برخی از افراد موثق به من اطلاع دادند که از سوی آیت الله خامنه ای برای نجات و رهایی مرحوم آشوری پس از دستگیری، تلاشها و پی گیریهایی صورت گرفت اما متاسفانه از سوی مسئولان قضایی ترتیب اثر داده نشد. 

۳. این که در یادداشت از حکم آیات مصباح و خزعلی مبنی بر ارتداد آشوری به خاطر محتوای کتاب توحید سخن گفته شد قطعا بدین معنا نیست که آنان حکم اعدام آشوری را برای دستگاه قضا صادر و امضا کرده بودند و ای بسا با وجود ارتدادی دانستن برخی از مطالب کتاب، هرگز قائل به اعدام او نبودند اما بر اساس شواهد و قرائنی این دادستانی زندان اوین بود که اعدام آشوری را مستند به دیدگاه فقهی آیات  مصباح و خزعلی کرده بود.

جا دارد در اینجا مشخصا در مورد مرحوم آیت الله خزعلی این نکته را یادآور شوم که ایشان از جمله افراد معترض به برخی افراطها و زیاده روی ها در مجازات‌ها و مصادره های غیرقانونی اموال در سال‌های نخست انقلاب بود و بارها به طور خصوصی و علنی مخالفت خود را به عنوان فقیهی مبرز و عضو شورای نگهبان اعلام کرده بود.

۴. بر این که فقیهی بر اساس اجتهاد خود مطلبی را کفر یا ارتداد بداند، اشکالی نیست اما این که این اجتهاد بویژه با وجود اجتهادات دیگر بر خلاف آن، دستاویز برخورد دستگاه قضا یا نهادها و افراد دیگر برای مجازات و برخورد خشن با افراد شود، بر خلاف قانون اساسی و قوانین عادی بوده و باید مقابل آن ایستادگی شود. 

۵. جا دارد فقها و محققان در حوزه علمیه  نسبت به حکم مشهور ارتداد در فقه که با ابهامات و سئوالاتی جدی از منظر محکمات قرآن و سنت و عقل مواجه است و در زمانه کنونی نیز برای بسیاری قابل درک و فهم نیست، بررسی و تجدید نظر عالمانه داشته باشند همان طور که برخی فقها و صاحب نظران این مسیر را رفته اند.

۶. به نظرم گشودن بابی در دستگاه قضا برای بررسی مجدد برخی پرونده ها و مجازات‌هایی که شبهه و شائبه خلاف قانون و ظالمانه عمل کردن در آن به خصوص در سال‌های نخست انقلاب وجود دارد و جبران مادی و معنوی آنها،  می تواند موجی از رضایت و اعتماد را به قوه قضائیه و نظام ایجاد کند.

 

###




نظرات کاربران

آخرین اخبار
از پرسش به شما 1
از پرسش به شما 2
یادداشت و نظر
از پرسش به شما
تماشا و نشست
© تمامی حقوق برای شرکت ایده بکر مبین محفوظ است.