فقدان عناصر ارتباطی دریک طرح ارتباطی مجلس
*حبیب الله معظمی

«شبکه نمایش خانگی» یک رسانه است کم وبیش شبیه نمونه های خارجی آن. یکی از بحث های جدی در علوم ارتباطات موضوع انتقاد از تمرکز رسانه ایست. براساس این بحث ها از تمرکز رسانه های گوناگون در یک جا یا دست یک فرد یا یک سازمان باید جلوگیری کرد چون مانع چندصدایی و رنگارنگی پیام ها می شود.صداوسیما را اگر نگوییم دچار ورشکستگی ارتباطی با عموم مخاطبان است قطعا دچار بحران مخاطب است. حال سازمان و رسانه بحران زده را می خواهیم تشویق به همین بحران زدگی کنیم و اختیار رسانه محبوبی را به آن واگذار کنیم.

پرسش: حبیب الله معظمی در شرق امروز (یکشنبه ) نوشت: مجلس شورای اسلامی در تمام ادوار خود از آگاهی بصیرانه و عالمانه نسبت به حوزه فرهنگ و ارتباطات رنج برده و شگفتا که رنج بری بوده که درد را حس نکرده و از آن بدتر رنج و درد را از این بابت انکار کرده است.

دکتر حبیب الله معظمی پژوهشگر و مدرس ارتباطات در یادداشتی با عنوان «فقدان عناصر ارتباطی دریک طرح ارتباطی مجلس» در مورد طرح مجلس درباره واگذاری اختیار شبکه نمایش خانگی به صداوسیما نوشت:

مجلس شورای اسلامی در تمام ادوار خود از آگاهی بصیرانه و عالمانه نسبت به حوزه فرهنگ و ارتباطات رنج برده و شگفتا که رنج بری بوده که درد را حس نکرده و از آن بدتر رنج و درد را از این بابت انکار کرده است.

این وضعیت تنها شامل ساختمان هرمی بهارستان نمی شود بلکه آن سوترشامل سازمانی به نام مرکز پژوهش های مجلس هم می شود که علی القاعده اتاق محتواساز طرح ها و بررسی لوایح در مجلس است و آن وضعیت موصوف نیز برای این سازمان، شگفت انگیزتر است.

ما طی سال ها و دهه ها تاکنون هیچ خروجی قابل اعتنا و نیمه اعتنای متکی برعلوم ارتباطات از مرکز پژوهشهای مجلس در حوزه ارتباطات و رسانه ها شاهد نبوده ایم درحالی که این همه درتریبون مجلس از رسانه ها و اینترنت و شبکه های اجتماعی و به طورکلی ارتباطات حرف زده می شود و حتی یکی از وعده های راه یافتگان به مجلس یازدهم همین حوزه ارتباطات و شبکه های اجتماعی بوده است. گویی که مسائل جامعۀ ما تنها و تنها، سیاست و اقتصاد است.

چنین شرایطی باعث می شود که تصمیماتی که مجلس اتخاذ می کند فاقد جنبه های عالمانه علوم ارتباطات است که یکی از پرسروصداترین آنها اعطای اختیارشبکه های نمایش خانگی به صداوسیما است.

من در این نوشته فقط به جنبه ارتباط شناسی و علوم ارتباطات مربوط به این طرح مجلس می پردازم که در بحث ها و نقدهای تاکنون در واکنش به این طرح، مغفول مانده است.

* تمرکززدایی از رسانه ها

«شبکه نمایش خانگی» یک رسانه است کم وبیش شبیه نمونه های خارجی آن. یکی از بحث های جدی در علوم ارتباطات موضوع انتقاد از تمرکز رسانه ایست. براساس این بحث ها از تمرکز رسانه های گوناگون در یک جا یا دست یک فرد یا یک سازمان باید جلوگیری کرد چون مانع چندصدایی و رنگارنگی پیام ها می شود. این نقد بخصوص متوجه جامعه سرمایه داری است که مثلا نتفلیکس؛ شبکه اول جهانی پخش اینترنتی فیلم نباید توامان مالک روزنامه و تلویزیون هم باشد. اما جالب است که جمهوری اسلامی با چنین طرح مجلس دارد همان مدل تمرکز رسانه ای مورد انتقاد درجامعه سرمایه داری را دنبال می کند. دادن اختیار شبکه های نمایش خانگی به سازمان صداوسیما عملا حرکت ناصواب به سوی الگوی تمرکزگرایی رسانه ای مطرود جهانی است. وقتی دانشمندان علوم ارتباطات بر روی پرهیز از تمرکزگرایی رسانه ای تاکید می کند منظورشان چیزی شبیه تفکیک قوا در نظام سیاسی است که اختیارات و قدرت قوای سه گانه در یک قوه متمرکز نشود. ازمنظراین بحث، این طرح مجلس عین واپسگرایی است.اگر بخواهیم همچون تجربیات موفق جهانی و مطابق با اصول دانش ارتباطات، عمل بکنیم و بر این مبنا تصمیم ارتباطی بگیریم، روزنامه داشتن صداوسیما یعنی انتشارروزنامه جام جم و حتی مجلات سروش و... این سازمان خلاف این اصول و تمرکزگرایی و پیش مقدمه انحصار این سازمان است که در دنیای امروز کاملا محکوم است.  

این نکته هم خالی از لطف نیست اضافه شود که ما عملا با این طرح مجلس، تناقض را در جامعه  تشدید می کنیم آنجا که بارها و بارها مسئولان کشور از واگذاری امور مشخصاً اقتصادی به مردم و تفویض مالکیت ها و اختیارهای اقتصادی وغیراقتصادی حکومتی و دولتی به مردم گفته و می گویند اما برخلاف آن و درعمل چنین اقدامات تمرکزگرایانه صورت می گیرد.

* تنوع و رقابت تجلی اصلی رسانه

به همان اندازه مثلاً تمام انواع محصولات غذایی با برندهای گوناگون را در قالب یک برند در آوردن، مذموم است که امکان رقابت با صداوسیما را از امثال رسانه شبکه نمایش خانگی سلب کنیم. علت اساسی تاکید بر رقابت در رسانه و یا هرحوزه دیگر مثلا صنعت، مساله مهم «کیفیت» است. خروجی و نتیجۀ به رسمیت شناخت رقابت درمیان حوزه های مولد ( رسانه، صنعت، فرهنگ و...) ارتقاء کیفی محصول تولیدی است که این نیز ناشی از استفاده از تمام ظرفیت های جامعه می شود چرا که همۀ ظرفیت ها و توانمندی ها و فکرها تمایلی ندارند که در یک رسانه و فقط در یک رسانه خود را به عموم عرضه کنند. طرح مجلس قطعا پیامدهای ناگواری برکیفیت فیلم و نمایش تصویری در ایران خواهد گذاشت که مسئولیت آن متوجه عاملین این طرح است. وجود رسانه «شبکه نمایش خانگی» درکنار صداوسیما رقابت را به مثابۀ یکی از بهترین تجلی های فرهنگی به منصۀ ظهور می رساند چرا که این حوزه، عرصۀ فکر و بازار پیام است. بنابراین در این بازار بایستی به قواعد آن تن داد و تنوع و گوناگونی برای سلیقه های متفاوت را به رسمیت شناخت.

*صداوسیما مدیوم خاص

صداوسیما هم بلحاظ جایگاه قانون اساسی آن و بخصوص سلیقه ها و کارکردهای بعضاً عجیبی که دارد و از همه بالاتر توقعات و اعمال نظر فی المجلس افراد و جاهای قدرتمند و ذینفوذ، عملا به مدیوم خاص مبدل شده است. از لحاظی از این رسانه توقع انتقال رسمی پیام جمهوری اسلامی از آن می رود و همین موجب قالب معین و مشخص رسمی در خروجی بخش های خبری و تولیدی آن شده بنابراین رسانه ای که توقع  زبان رسمی از آن می رود، نمی تواند هر محصول تصویری از آن پخش شود. سینما را در نظر بگیرید که به دلیل همین توقعات و سلیقه ها و بعضا شرح وظایفی که برای صداوسیما تعریف شده، برخی  محصولات این سینما از آن پخش نمی شود که دلیل آن اینست تلویزیون در خانه ها حضور دارد اما محصولات سینما برای یک جمع کوچک در سالن سینما پخش می شود. سلیقه ها در صداوسیما به گونه ایست که من باب مثال، هم اکنون از تلویزیون سریالی محصول خودصداوسیما پخش می شود که چهره بازیگر زن آن به زعم مسئولان پخش صداوسیما چون آرایش غلیظ دارد، کم رنگ و سیاه و سفید می شود. چنین پدیده ای را در هیچ تلویزیون جهان شاهد نیستیم. چنین تلویزیونی آیا می تواند پاسخگوی تنوع فیلمهای شبکه خانگی باشد و یا اینکه می خواهد آنها را هم مثل خود کند که می شود همان قالبی که به آن اشاره شد.

*سرگرمی نیازغیرقابل انکار مخاطب

*یکی از ویژگی های غیرقابل انکار رسانه و مشخصاً تلویزیون ( وشبکه های نمایش خانگی که ابزار مطلوب انتشار آن، گیرندۀ تلویزیون است) سرگرم کنندگی و امکان وقت گذرانی آن است.سرگرمی همچون تفریح از نیازهای بخصوص امروز انسان است و یکی از وظایف حکومت ها تامین و تدارک آن است. هیچ پارادایم ارتباطی نتوانسته این جنبه رسانه ها را انکار کند بنابراین «سرگرمی» یکی از کارکردهای غیرقابل تردید رسانه ها بخصوص رسانه های تصویری است. رسانه شبکه نمایش خانگی با رعایت ضوابط و مقررات کلی تولید فیلم در کشور و ارزش های مورد قبول جامعه دستکم در بخش سرگرمی انصافاً خوب عمل کرده است که نمونۀ آن در ایام قرنطینه کروناست.    

*تنبیه و پاداش شبکه نمایش خانگی

وقتی شبکه نمایش خانگی راه افتاد بخشی از مخاطبانی که از صداوسیما گریزان شده و از دست رفته بودند و به تلویزیون های برون مرزی ماهواره ای جذب شده بودند، به این شبکه داخلی کشانده شدند. چرا که این شبکه با تنوع بخشی نسبی به موضوع؛ داستان و ژانرها مخاطب ایرانی را جذب کرده بود که نمود بارز آن خانه نشینی اجباری مردم در تعطیلات فروردین ماه به علت شیوع ویروس کرونا بود. طبیعی است که محصولات این شبکه با وجود گوناگونی مورد اشاره به دلیل طی همان روند تولید فیلم های سینمایی،از چارچوب ها و ضوابط رسمی کشور خارج نشده و نمی شوند فقط با قدری تفاوت در موضوعات و ژانرها مخاطب ایرانی را جذب کرده و به جای روآوردن او به بیرون مرزها(که پیامدهای امنیتی خاص خود را دارد) به رسانه داخلی کشانده است. بنابراین حق این نیست که با چنین طرح هایی به جای تشویق، تنبیه و محدود شود.

*نفع کدامیک؛ نظام و کشور یا صداوسیما؟

 برای جلوگیری از بحران مخاطب و مخاطب گریزی صداوسیما و کوچ به مخاطبان به رسانه های آن سوی مرزها، به زیان نظام و کشورعمل نشود. برای اینکه یک سازمان نفعی ببرد – که البته نمی برد – و رقیبی را از میدان به در کند و خود یکه تاز عرصه نمایش تصویری باشد، به زیان و ضرر نظام و کشور عمل نشود. کشور ما بخصوص در این شرایط نیاز دارد که پیام های مورد نیاز خود را از رسانه های داخلی تامین کند. نه تنها کمیسیون فرهنگی مجلس بلکه از آن بیشتر، صداوسیما طالب در اختیارگرفتن رسانه شبکه نمایش خانگی است چرا که می خواهد با از میدان به در بردن رقیب، خود یکه تازی کند غافل از اینکه هیچ تضمینی نیست که مخاطبی که رسانه شبکه خانگی را از دست می دهد، مخاطب و مشتری پیام صداوسیما شود. نه تنها باید اختیار شبکه نمایش خانگی را به صداوسیما اعطا نکرد بلکه مجلس که با شعار تحول شکل گرفته درفکر خود صداوسیما باشد و برای عدم محبوبیت آن در جامعه فکری بکند. اگر همین شبکه نمایش خانگی نبود معاوم نبود که در هفته های حساس قرنطینه مردم در هنگامۀ شیوع کرونا در کشور، مردم خانه نشین چگونه باید اوقات خود را می گذراندند. صداوسیما دستکم در این بخش نمره مردودی گرفت که دامنۀ آن هنوز ادامه دارد که نمونه اش تکرار در تکرارِ سریال های محرمی امسال است.   

*آزموده را آزمودن خطاست

صداوسیما درجلب مخاطب متنوع و انبوه جامعه ایرانی بخصوص در دهسال اخیر ناموفق و ناکارآمد نشان داده است. آنگاه سازمانی که چنین وضعیت کارآیی و بهره وری ( به هردلیلی) دارد قرار است ماموریت سنگین دیگری بر دوش ضعیف و ناتوان آن بار می کنید.

صداوسیما خود باید پیشگام به رسمیت شناسی و تقویت شبکه خانگی و اضافه نکردن بر بار مسئوولیت خود باشد نه اینکه به عکس عمل کند.صداوسیما نه تنها مانع این مانع تراشی بر سرراه فعالیت شبکه نمایش خانگی نشود بلکه مشوق آن باشد !

صداوسیما را اگر نگوییم دچار ورشکستگی ارتباطی با عموم مخاطبان است قطعا دچار بحران مخاطب است. حال سازمان و رسانه بحران زده را می خواهیم تشویق به همین بحران زدگی کنیم و اختیار رسانه محبوبی را به آن واگذار کنیم. نمایندگان مجلس هیچ می دانند که بخشی از اقبال عمومی به شبکه های اجتماعی- که نمایندگان درطرحی دیگر درصدد اقداماتی درموردشان هسستند- درجامعه ما ناشی از عملکرد صداوسیماست. حال به جای پاسخگو ساختن آن درقبال این عملکرد و اعمال نظارت بر آن، پاداشی نصیبش می گردانیم.

صداوسیما به جای جلب مخاطب و برطرف کردن بحران خودعاملیِ مخاطب گریزی- که با تغییر رویه و نگاه قابل برطرف شدن است- درصدد حذف رقیب است اما این اصل را آگاه نیست که حذف رقیب ، حذف نیاز مخاطب را در پی نخواهد داشت. نیاز پایدار است چون خواست مخاطب است.خواست مخاطب بودن رسانه های گوناگون است تا او دست به انتخاب بزند.        

habibmoazami@gmail.com   

###




نظرات کاربران

آخرین اخبار
از پرسش به شما 1
از پرسش به شما 2
یادداشت و نظر
از پرسش به شما
تماشا و نشست
© تمامی حقوق برای شرکت ایده بکر مبین محفوظ است.