انتقاد روزنامه های شرق و جمهوری از وزیر بهداشت: شما در مقام پاسخید نه سئوال

چرا آنهمه موفقیت که درحال شکل گرفتن بود، یکباره تبدیل به یک بازگشت غمبار به دامن ویروس کرونا شد؟ در این زمینه، وزیر بهداشت و رئیس‌جمهور نمی‌توانند زبان به گلایه بگشایند، آنها باید به سوال‌ها پاسخ بدهند.

پرسش: بعد از سخنان جنجالی چهارشنبه گذشته روزنامه های کشور در نخستین شماره خود بعد انتشار این اظهارات، به آن واکنش نشان دادند و از مله دو روزنامه همسو به دولت، وزیر بهداشت و رییس جمهور را در مقام پاسخگویی خواندند تا سئوال کردند.

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود نوشت: در کشور خودمان، تازه‌ترین مطلب قابل تامل، سخنان شکایت‌گونه چهارشنبه گذشته وزیر بهداشت و درمان است که در کنار مشکلات اقتصادی، بی‌توجهی‌ها به دستاوردهای مقابله با کرونا در ماه‌های اول را از دلایل اوج گرفتن دوباره این بیماری دانست.
سخنان وزیر بهداشت از این نظر قابل تامل است که از روز اول شکل‌گیری ستاد ملی مقابله با کرونا اختیارات کامل و جامعی به این ستاد داده شد و از همان زمان نقش دو نفر در این ستاد بسیار برجسته بود؛ رئیس‌جمهور و وزیر بهداشت و درمان. اختیارات ستاد بقدری جامع و گسترده‌ بود که تمام ارکان نظام با آن همراهی کردند و کلیه امکانات به خدمت گرفته شدند. سابقه ندارد بزرگ‌ترین ارکان مذهبی، سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی کشور یکجا و همزمان در اختیار یک ستاد قرار گرفته باشند و خود را تابع تصمیمات آن بدانند. این واقعیت مبارک در ماجرای مقابله با کرونا اتفاق افتاد و ستاد ملی مقابله با کرونا با چنین جایگاه و اختیاراتی شکل گرفت و شروع به کار کرد.
جالب است که رسانه‌های کشور، اعم از رسانه ملی، رسانه‌های مکتوب و فضای مجازی، تمام‌قد به کمک ستاد شتافتند و با تمام توان خود از یکطرف برای اجرائی شدن تصمیمات ستاد تلاش کردند و از طرف دیگر با موانعی که عده‌ای بر سر راه ستاد به وجود می‌آوردند، مبارزه‌ای جدی ‌کردند. مردم نیز با ستاد همراهی کردند و برای اجرای مصوبات ستاد سنگ‌تمام گذاشتند. تلاش‌های جهادگونه کادر درمانی کشور هم که واقعاً ستودنی و تاریخی بوده و هست.
با توجه به چنین زمینه مساعدی، چرا آنهمه موفقیت که درحال شکل گرفتن بود، یکباره تبدیل به یک بازگشت غمبار به دامن ویروس کرونا شد؟ در این زمینه، وزیر بهداشت و رئیس‌جمهور نمی‌توانند زبان به گلایه بگشایند، آنها باید به سوال‌ها پاسخ بدهند.
مشکلات اقتصادی و مزاحمت آن در برابر اجرائی شدن مصوبات ستاد برای همه قابل درک و فهم است، ولی نکته مهم اینست که تمام مزاحمت‌ها به مسائل اقتصادی مربوط نمی‌شوند. ستاد ملی مقابله با کرونا در هفته‌های اول، بدون آنکه با این و آن تعارف کند تصمیمات مهمی گرفت و برای عملی ساختن مصوبات خود، ایستادگی قابل تحسینی کرد. تعطیل کردن زیارتگاه‌ها و نمازجمعه‌ها و مساجد، کار آسانی نبود. مقاومت‌های زیادی در برابر این اقدامات صورت گرفت ولی ستاد توانست با حمایت بالاترین مقامات نظام و همراهی رسانه‌ها، این مقاومت‌ها را درهم بشکند و به موفقیت‌های زیادی برسد. متاسفانه این مقاومت دوام نیاورد و کسانی که نقش اساسی را در ستاد برعهده دارند، در برابر خواسته‌های غیرمنطقی و فشارها در زمینه‌های مختلف تسلیم شدند و به هشدارها نیز توجهی نکردند. نتیجه این شد که تعداد قربانیان کرونا که در اثر آن موفقیت‌ها در 5 خرداد به 34 نفر کاهش یافته بود، حالا به 221 نفر افزایش یافته است!
بارها تاکید کردیم که آزاد گذاشتن مطلق سفرها، بی‌توجهی به وضعیت مترو، اتوبوس‌ها، هواپیماها، بازگشائی پارک‌ها، از سر گرفتن اجرای طرح ترافیک، کاهش محدودیت‌های زیارتگاه‌ها و مساجد و نمازهای جمعه، بی‌تفاوتی در برابر برگزاری عروسی‌ها و عزاداری‌ها و... که به اقتصاد ربطی ندارند کاملاً اشتباه بوده و بخش مهمی از انتقال ویروس کرونا را سبب شده‌اند. امروز آقای وزیر بهداشت به جای گله‌گذاری‌ها باید به این سوال جواب بدهد که ستاد چرا در برابر فشارها تسلیم شد و تن به لغو محدودیت‌ها داد؟ مسئولان ارشد ستاد ملی مقابله با کرونا، که مسئول جان مردم هستند، باید این روزها به جای گله‌گذاری‌ها این بیت از قصیده پرمغز ناصرخسرو را تکرار کنند که:
چون خوب نظر کرد، پر خویش در آن دید
گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست

شرق هم در یادداشتی «رفتار جهان با کرونا و سخنان وزیر بهداشت» نوشت: در هنگامه اوج‌گیری مجدد کرونا سخنان اخیر وزیر بهداشت به جای اینکه راهگشا باشد، بر ابهام‌ها افزوده است. ایشان در سخنان 17 تیر خود از «مردم شریف» گله کرد که «تقاضا‌ها و تمنا‌های زیاد» او را نادیده گرفتند و «موج تازه بیماری گرفتارمان کرد». نادرستی چنین گزاره‌ای آشکار است و هدف آن آشکارا فرار از مسئولیت و مقصر جلوه‌دادن مردم است. از یک مقام بهداشتی در رأس وزارت بهداشت با دراختیارداشتن بودجه، تشکیلات و تعداد زیادی از کارشناسان و ابزار اجرائی، انتظار سیاست‌گذاری و اعمال و اجرای سیاست‌ها می‌رود نه موعظه و نصیحت. سیاست‌گذاری و اجرای سیاست‌ها به کنار، مرور سخنان دکتر نمکی در پنج ماه گذشته نشان می‌دهد حتی به لوازم موعظه و نصیحت خود نیز پایبند نبوده است. تمرکز ایشان و همکارانشان در این مدت از یک سو بر این بوده که «مردم نباید نگران باشند» و «خطر کرونا کمتر از آنفلوانزاست» و از سوی دیگر بر تعریف و تمجید از عملکرد خود. ایشان در 11 فروردین در نشست قوه قضائیه از «اعجاز الهی در کنترل فوری کرونا در کشورمان» که ایران را «در این عرصه در سطح جهانی در رتبه نخست قرار می‎دهد» و اینکه اروپایی‌ها مرتبا تماس می‌گیرند و از ما راهنمایی می‌خواهند و نیز از صدور کیت تشخیصی به آلمان، ترکیه و... سخن گفتند. روشن نیست وقتی مردم نباید نگران می‌بودند و مقامات هم در کنترل کرونا معجزه کرده‌اند، چرا مردم باید نصیحت‌ها و توصیه‌های ایشان را جدی می‌گرفتند؟ صحبت‌های وزیر درباره اقتصاد و طغیان مردم و انتقاد از اقتصاددانان و... نیز پایه و اساس محکمی ندارد. از ابتدا مشخص بود و یافته‌های مراکز علمی معتبر جهان و تجربه پیش‌روی کشورها به روشنی نشان داد که حتی به دلایل صرفا اقتصادی نیز بازگشایی کنترل‌شده اقتصاد و جامعه باید به بعد از «کنترل جدی و واقعی ویروس» موکول می‌شد. ضرورت حفظ سلامت و جان انسان‌ها به کنار، خیلی زود ثابت شد که منافع اقتصادی جامعه ایجاب می‌کند بازگشایی اقتصاد موکول به کنترل ویروس باشد. یافته‌های مستند علمی نشان داده بود که تنها در صورتی که نزدیک به 90 درصد مردم به مقررات فاصله‌گذاری اجتماعی عمل کنند، امکان کنترل ویروس وجود دارد. این یافته‌ها همچنین مشخص کرده بود که ضرر قرنطینه شدید در یک دوره یکی، دو ماهه برای اقتصاد به مراتب کمتر است؛ چراکه رعایت فاصله‌گذاری اجتماعی توسط کمتر از 70 درصد عملا بی‌حاصل است و در چنین صورتی تزلزل در اقتصاد می‌تواند برای یک تا دو سال یعنی تا دستیابی جامعه به «مصونیت گله‌ای» و واکسن ادامه یابد. نگارنده در حد بضاعت خود در اسفند و فروردین کوشید یافته‌های مراکز تخصصی بین‌المللی در این موارد را در قالب مقاله‌هایی در داخل منعکس کند.

 به‌علاوه، سخنان جناب وزیر درباره مثلا دست‌فروشی که نان شبش مستلزم کار روزانه است و مراکز تولیدی شاید قابل اعتنا باشد، اما اجازه‌دادن به مسافرت‌های غیرضرور، برگزاری عروسی و عزا، گشایش مجدد مساجد، اماکن مذهبی، زیارتگاه‌ها و صحن بقاع متبرکه، بازگشایی اماکن و محیط‌های فرهنگی و ورزشی و ازسرگرفتن رقابت‌های ورزشی در عرصه‌های مختلف و... چه توجیهی داشت؟ این موارد چه ربطی به انتخاب بین «مرگ بر اثر کرونا و مرگ بر اثر گرسنگی» دارد؟ برای کارشناسان بهداشتی و اقتصادی در جامعه بین‌الملل، از ابتدا مشخص بود که بدون «کنترل ویروس» بازگشایی جامعه و کسب‌وکارهای غیراساسی هم برای جان انسان‌ها خطرناک است هم برای اقتصاد. به همین دلیل طیفی از دولت‌ها که در برابر سلامت مردم و شرایط اقتصادی احساس مسئولیت می‌کردند، در بستن کسب‌وکارها و اعمال قرنطینه سراسری (lockdown) و اعمال سیاست‌های مربوطه با توسل به جریمه و حتی زندان تردید نکردند و قرنطینه را تا «کنترل ویروس» ادامه دادند؛ با این فرض که در چنین صورتی می‌توانند شبکه بهداشتی و درمانی را از زیر فشار خارج کنند، به تدریج و به نحوی کنترل‌شده اقدام به بازگشایی کردند و با مراقبت کامل از جمله انجام تست در سطح وسیع بر نقاط پراکنده‌ای در کشور که ممکن است ویروس مجددا در آنها ظهور کند، متمرکز شوند. طیفی از دولت‌ها از چین تا کشورهای اروپایی در این مهم تا این مقطع زمانی موفق بوده‌اند (مثلا اسپانیا شمار ابتلای روزانه را از هشت‌هزارو 271 مورد در هفتم فروردین به حدود 200 مورد در 11 اردیبهشت رساند و سپس شروع به بازگشایی کنترل‌شده کرد. در ایران در تمام این پنج ماه تنها در دو روز، یعنی 12 و 13 اردیبهشت، شمار ابتلای روزانه به اندکی کمتر از هزار نفر رسید. یعنی ما اکنون با موج دوم مواجه نیستیم، بلکه شاهد اوج‌گیری مجدد موج اول هستیم). اما متأسفانه طیف دیگری، از جمله دولت بولسونارو در برزیل و دولت ترامپ، به خاطر عوام‌محوری و تبلیغات‌زدگی از این مهم باز مانده و سلامت مردم و اقتصاد خود را به قضا و قدر سپرده‌اند.

 

###




نظرات کاربران

آخرین اخبار
از پرسش به شما 1
از پرسش به شما 2
یادداشت و نظر
از پرسش به شما
تماشا و نشست
© تمامی حقوق برای شرکت ایده بکر مبین محفوظ است.