ایرنای به نام کارکنانش و به کام مدیرانش

وقتی آمد، برخی از همکاران جوگیر، چنان ریسمان و آسمان را بهم بافتند و دم از حسنات بی‌بدیلش گفتند که ایرناییان خیال کردند برای نخستین بار از آسمان، مدیری لایق به زمین افتاده تا در این ساختمان رنگ و رو رفته و قدیمی ولیعصر نزول اجلال نماید و سکان این سازمان بی درو پیکر را در دستان با کفایتش بگیرد و شق‌القمر کند.

پرسش: یکی از کارکنان ایرنا نامه ای(پیامی) با عنوان « ایرنای به نام کارکنانش و به کام مدیرانش»به مدیریت سایت «پرسش» ارسال کرد.

در این نامه چنین آمده است:

وقتی آمد، برخی از همکاران جوگیر، چنان ریسمان و آسمان را بهم بافتند و دم از حسنات بی‌بدیلش گفتند که ایرناییان خیال کردند برای نخستین بار از آسمان، مدیری لایق به زمین افتاده تا در این ساختمان رنگ و رو رفته و قدیمی ولیعصر نزول اجلال نماید و سکان این سازمان بی درو پیکر را در دستان با کفایتش بگیرد و شق‌القمر کند، مدیری که می‌گفتند در نوع خود لنگه ندارد و از خورجین مراتب و کرامتش، همین بس که جزو نفرات اول کنکور بوده و با طی برق‌آسای مدارج ترقی‌اش به مقام شامخ معاونت وزارت علوم رسیده و حتی پیش از آمدنش به ایرنا قرار بوده به خود مقام منیع وزارت هم برسد و قس علیهذا.
اما دیری نپائید که حضرت اشرفش مانند بسیاری از اسلافش همان راهی را رفت که پیش از او رفته بودند، راه کسانی را که از بیخ، دانش چندانی از کار خبر و رسانه و دنیای ارتباطات و اطلاعات نداشتند و فقط به ضرب و زور رابطه و توصیه و زد و بند سیاسی چند صباحی می‌آمدند تا از نمد نام ایرنای همواره غریب اما بغایت آشنای دیرپای دولتی، برای خود کلاهی بدوزند و به مدد نردبان کاتالیزور دولتی‌اش، در چشم برهم زدنی، هم خودشان به مقامی و منصب چشم‌آسایی برسند، هم خیل دوستان، هم‌اندیشان و سفارش‌شدگان را تحت لوای حق "شبه ‌‌منطقی مدیران!" در چنینش نیروهای هم‌اندیش - که معلوم نیست تخم لق آن را اول بار کدام شیرپاک خورده‌ای در این کشور افشاند که هرکس به همین بهانه، خیل همراهان نالایق اتوبوسی‌اش را به همراه می‌آورد و با شبیخون بظاهر موجه‌اش، دمار از نیروهای کارشناسی پیش از خود در سازمان تحت‌امرش درمی‌آورد_ بر سر کارکنان همیشه رام و مطیع این سازمان خراب کنند.
مرور کارنامه مدیریتی خبرگزاری جمهوری اسلامی در سالهای گذشته بوضوح گواه این واقعیت است که بسیاری از کسانی که تحت عنوان مدیرعامل وارد این سازمان می‌شدند در اصل از همان روز اول برای رفتن می‌آمدند تا در سایه‌سار نام این رسانه بظاهر حاشیه‌ای و ناپیدا در انظار اما بواقع ریشه‌دار در اخبار و واجد نوعی منزلت نوستالوژیک، برای رسیدن به پست‌های بهتر و چربتر بهره بگیرند و از صدقه سر این ریش سفید رسانه‌ای، به وزارتی یا صدارتی یا سفارتی برسند و بعد د برو که رفتی!
گفته می‌شود در دوره کنونی هم اقلکم بیش از130 نفر از دوستان مدیرعامل فعلی - که اغلب از طرف یک عضو هیات علمی دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه که از او تحت عنوان "پدرخوانده" نام برده می‌شود، سفارش شده‌اند - به این سازمان بی در و پیکر و در عمل فاقد اشراف پایشگرانه و مچ‌ گیرانه، وارد گشته و همه عناوین و رسته‌های مدیریتی و نان و آبدار آن را لقمه چپ خود کرده‌اند.
نوآمدگانی که ناظر به توصیه پدرخوانده دانشگاهی‌شان لابد باید جزو سرآمدگان عرصه رسانه باشند و این قبای– بخوانید گشاد-بر تن زارشان ببرازد و با آمدنشان و سرانگشتان هنرشان، همه نقایص و ناکارآمدی نیروهای قدیمی سازمان را که اینان مدعی آن بودند، رفع و رجوع کنند و ایرنایی کارآمد و سرآمد بیافرینند، بواقع کسانی بودند که نه تنها به گونه‌ای شگرف از بن مایه‌های ابتدایی کار رسانه برخوردار نبودند که مصداقش جایگاه واپسگرایانه خبرگزاری دولتی در عرصه رسانه‌ای کشوراست بلکه با تصاحب حریصانه مقامهای ارشد سازمانی، در عمل از بیشترین حقوق‌ها و مزایا برخوردار شدند و تحمیل شان بر بدنه رنجور سازمان باعث شد تا بخش قابل توجهی از درآمد و پاداش‌های متعارف کارکنان به یکباره و بشکلی ناجوانمردانه صرف استهلاک و جبران هزینه‌های مضاعف و آوارشده نوآمدگان بر سرایرنای سیاه بخت و ایرناییان نجیب و بی سر و زبانش شود.
فی‌الواقع نکته تراژیک حضور مدیران نالایق گمارده شده به سازمان در همه سالهای گذشته و جاری این بوده که اغلب آنان در دوران زمامداریشان حتی در مقام استیفای حقوق حقه عادی کارکنان این سازمان، بشکلی باور نکردنی، فتوری و کاهلی پیشه می‌کردند و عملاً خود را به کری و کوری می‌زدند و ضایعه اختگی مدیریتی شان باعث می شد تا پرسنل خدوم ایرنای فرتوت 90 ساله، همیشه کلاهشان پس معرکه باشد و در گرفتن امتیازات مصرح و مصوب دولتی، همواره جزو آخرین‌ جماعتی باشند که به حق خود می‌رسیدند که نمونه بارزش همین افزایش50 درصدی اخیر حقوق کارکنان دولت است که مدیران قبلی - بخصوص محمد خدادی که هم‌اینک بر اساس‌ همان مدل پیش گفته نگاه ابزارمند به ایرنا، بالاخره به مقام معاونت وزارت رسید- هیچ گامی در این زمینه برنداشتتند تا سه ماه پیش، آن هم نه بخاطر کوشش بلیغ و هنر بالغه مدیریت کنونی بلکه بخاطر نفس آمریت و صراحت تکلیفی بخشنامه سراسری در کل کشور، ایرناییان، بازهم جزو ‌آخرین کارکنان دستگاه‌هایی بودند که از حق خود آن هم با چند سال وقفه برخوردار شدند.
بهرحال در پرتو شکل‌گیری تحولات سیاسی جاری در رده مدیریتی کشور بخصوص با روی کارآمدن مجلس نو، این انتظار بحق می‌رود که یکبار و برای همیشه فکری اساسی، قانونی و عاجل برای سروسامان دادن به وضعیت ازهم گسیخته قدیمی‌ترین سازمان خبری کشور شود و برای جلوگیری از سواستفاده کسانی که تحت عنوان مدیر وارد این سازمان می‌شوند و برای مدتی، آن را جولانگاه امیال شخصی و حزبی خود، دوستان و خویشانشان قرار می‌دهند، بکنند و در نخستین گام با حذف خیل مهمانان ناخوانده کنونی، هم حق و حقوق ضایع شده پرسنل آن را بگیرند، هم رهیافتی مدون، قانونی و ماندگار برای مسدود کردن منافذ و روزنه‌های سواستفاده مدیران آینده اتخاذ کنند تا منبعد، تنها نام خبرگزاری جمهوری اسلامی برای ایرناییان زحمتکش نجیبش نباشد و کامش برای مدیران منفعت کیش نالایقش.
*حسن ( ایمیل ارسالی یکی از کارکنان ایرنا)

** این نامه سه روز پیش به دلیل اشکال در ارسال، ناقص منتشر شده بود که اینک به طور کامل منتشر می شود؛ با توضیج اینکه پرسش همواره پذیرای مطالب و نقدهای دو طرف در ایرنا بوده مگر آنکه از سبیل انصاف خارج و به راه اهانت برود. بنابراین کسانی از مدیران یا کارکنان که نظر و تحشیه ای خلاف و یا در حمایت از یادداشت بالا دارند، «پرسش» آمادگی انتشار آن رادارد.

 

###




نظرات کاربران (5)

آخرین اخبار
از پرسش به شما 1
از پرسش به شما 2
یادداشت و نظر
از پرسش به شما
تماشا و نشست
© تمامی حقوق برای شرکت ایده بکر مبین محفوظ است.