شعری جدید از استاد شفیعی کدکنی: تنها رهِ رهایی انسان بوَد هنر

جدیدترین شماره بخارا ( 136) دیباچه این مجموعه را منتشر کرده که یک بیت آن چنین است: هر دین، دریچه ای به جمال و جمیل بود                   شد مبتذل به دستِ «وقیحانِ» حیله گر

پرسش: مجموعۀ شعر جدیدی از دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی به نام«طفلی به نام شادی» در دست انتشار است.

جدیدترین شماره بخارا ( 136) دیباچه این مجموعه را منتشر کرده که یک بیت آن چنین است: هر دین، دریچه ای به جمال و جمیل بود                   شد مبتذل به دستِ «وقیحانِ» حیله گر

دیباچه مجموعه جدید درآستانۀ انتشار شفیعی کدکنی با عنوان « طفلی به نام شادی»

 

تنها رهِ رهایی انسان بوَد هنر

زیبایی است و نیست جز آن روزنی دگر

 

فرزانه ای که این سخن از او به ما رسید

داد از حقیقتی ازلی خلق را خبر

 

آری حقیقتی ست که هرچیز جز جمال

در معرضِ فنا و زوال است و رهسپر

 

گیتی ست اعتدال تنش ها و هر تنش

سوی جمیل راهسپار است و در سفر

 

جولانگهِ جمال هم این مرزِ جسم نیست

بیرون زجسم، جلوۀ جان است  بیشتر

 

علم، ار گشود روزنه ای را به روی خلق

صدها دریچه بست به صد گونه شور و شر

 

اندیشه های روشن ارباب فلسفه

گه باز کرد پنجره، گه بست بر بشر

 

اما دریچه های هنر جاودانه باز

باز است و باز و باز، بر آفاق چون سَحر

تنها ره تنفس انسان هنر بوَد

بر بیکرانِ جلوۀ هستی گشوده در

 

زیباییِ مجسمه های قرون دور

نزدیکِ ماست مایۀ حیرانیِ بَصَر

 

گلبانگ آتشین سیاووش عصر ما

آینده را فزون تر ازین می دهد شرر

 

موسیقی بریشمیِ باخ و بتهون

در روزگارِ ماش فزون تر بوَد ثمر

 

نقاشی قرون میانین، همان کند

با ما که کرد با پدرانمان به هر نظر

 

خیام را نگر که به تحریرِ سحرِ خویش

بگرفته است صفحۀ گیتی به فال و فر

 

روی رواقِ منظرِ عرشِ خدای بین

کز شعرِ حافظ است بر آن گونه گون صُوَر

 

وحی خدای نیز، به نیرویِ ایزدیش

از معبرِ جمال کند سوی ما گذر

 

بیچاره ابلها که به برهان کنی دفاع

از دین و عمرِ خویش به باطل دهی هدر

 

دین مسیح ، زنده اگر هست، بی گمان،

نز منطقِ کشیش بوَد، نیک در نگر!

 

بنگر به نقش مریم و آن طفلِ در برش

وان عصمتِ برآمده زان سِحر پُر اثر

 

گفتارِ ایزدی ست نگهبانِ خویشتن

با جلوۀ جمیلِ هنرهاش سربه سر

 

بر کوه اگر که آمده بودی دمی فرود

زان کوه می شکافت به زیبائیش کمر

 

هر دین، دریچه ای به جمال و جمیل بود

شد مبتذل به دستِ «وقیحانِ» حیله گر

 

دینی که مبتذل شده، ضد هنر شده

امروز روز، زنده نماید به چشم اگر،

 

از نیروی عوام فریبی و عربده ست

با زورِ پنجه بکس و به دشنام و با تشر

 

تا در پناه و راهِ تباهِ سپاهِ جهل

بر بیخ و بُن تبارِ هنر را زند تبر

 

بی شبهه خود مخالف شرع خدا بوَد

دینی که هست دشمن زیبایی و هنر.

 

*دیباچۀ مجموعۀ شعر شفیعی کدکنی به نام«طفلی به نام شادی»، در آستانۀ انتشار، تهران، سخن، 1399. (بازنشر از بخارا ،ش 136 فروردین و اردیبهشت 1399)

 

###




نظرات کاربران

آخرین اخبار
از پرسش به شما 1
از پرسش به شما 2
یادداشت و نظر
از پرسش به شما
تماشا و نشست
© تمامی حقوق برای شرکت ایده بکر مبین محفوظ است.