«چادر» همچون «گندم» کالای استراتژیک است

حجت الاسلام مهدی بیاتی مدیر موسسه عفاف و حجاب طهورا در گفتگویی اظهار داشته است:« اینکه گندم را تکرار و با چادر مقایسه می‌کنم، به این مطلب اعتقاد دارم که گندم غذای جسم و چادر غذای روح خانواده‌های مؤمن ما است؛ مصرف چادر یک کالای استراتژیک معنوی است همانطور که گندم یک کالای استراتژیک جسم است؛ مدام می‌خواهم مثال بزنم که عرض من روشن شود، این هم با مسامحه نیست، خیلی هم دقیق از این لفظ استفاده می‌کنم.»

پرسش: یک روحانی فعال حوزه ترویج «حجاب چادری» گفته است که «چادر» همچون «گندم» کالای استراتژیک است و به همان میزان توجه به تامین ارزان و کیفی گندم به چادر هم باید چنین توجهی شود.

حجت الاسلام مهدی بیاتی مدیر موسسه عفاف و حجاب طهورا در گفتگویی اظهار داشته است:« اینکه گندم را تکرار و با چادر مقایسه می‌کنم، به این مطلب اعتقاد دارم که گندم غذای جسم و چادر غذای روح خانواده‌های مؤمن ما است؛ مصرف چادر یک کالای استراتژیک معنوی است همانطور که گندم یک کالای استراتژیک جسم است؛ مدام می‌خواهم مثال بزنم که عرض من روشن شود، این هم با مسامحه نیست، خیلی هم دقیق از این لفظ استفاده می‌کنم.»

بیاتی از اقدامات به تعبیر وی آگاهانه و تعمدی به قصد تعطیل کردن کارخانه های داخلی تولید چادر و عرضۀ نوع بی کیفیت آن به بازار انتقاد کرده  و مشکلات بر سر تامین چادر را در ماه های اخیر «مشکوک» خوانده است. 

گزیده سخنان مدیر موسسه عفاف و حجاب ظهورا  در گفتگو با خیرگزای حوزه علمیه قم «رسا»:

هشت کارخانه دوخت چادر از حدود سال 1380 در ایران فعال شد، برنامه‌ریزی شد تا همه هشت کارخانه زمین بخورد؛ چون واردات چادر انحصاری چند آدم بود؛ این‌ها دیدند که با وجود این کارخانه‌ها در واردات سود نمی‌کنند، یک جاهایی برای اینکه این‌ها را بشکنند قیمت را پایین می‌آوردند و کارخانه را ورشکست می‌کردند؛ هفت کارخانه از این هشت کارخانه ورشکست شدند و الان موجودیت خارجی ندارند؛ این فاجعه نیست؟

نباید مشکوک شویم که چرا هفت کارخانه از بین رفت؟ دستی در کار نیست؟ راحت از کنار آن بگذریم؟ بگوییم که اتفاقی بوده است؟ قیمت بالا و پایین شده است و این‌ها نتوانستند. آن یکی چطور مقاومت می‌کند؟ کارخانه‌ای که هنوز مشغول فعالیت است چیزهای دیگری هم کنار چادر می‌زند تا کاسبی کند، چادرش را هم می‌زند.

من آخوندی هستم که فقط کار کتابخانه‌ای نکرده‌ام بلکه دوازده سال است در حوزه عفاف و حجاب کار می‌کنم، قائم مقام وزیر کشور در حوزه عفاف و حجاب بوده‌ام، دوازده سال است که مؤسسه‌داری و کار و فعالیت می‌کنم، با نمایندگان مجلس، وزرا، مجموعه‌های دیگر نشسته‌ام و درباره مصوباتشان بحث و گفت‌وگو کرده‌ام؛ با مد لباس وزارت ارشاد مفصل گفت‌وگو کرده‌ام؛ بعنوان یک طلبه کنشگر اجتماعی در حوزه حجاب و عفاف می‌گویم که ماجرای چادر به شدت مرموز و مشکوک است.

آن کسی که دین داشته باشد، مؤمن باشد و بخواهد این قضیه را دنبال کند، سر نخ‌های فراوانی برایش وجود دارد، برویم دنبال کنیم ببینیم ماجرا چیست؟ چه کسانی نمی‌خواهند که آدم‌های چادری راحت زندگی نکنند؟

در ادبیات جامعه‌شناسی تعبیری به نام شیب اجتماعی وجود  دارد؛ می‌گویند شیب اجتماعی به هر چه باشد آدم‌ها به آن سمت سُر می‌خورند، الان شیب اجتماعی به نفع محجبه‌ها هست یا کسانی که حجاب شرعی را رعایت نمی‌کنند؟ یعنی سهولت دسترسی، طرح‌های خوب، جنس‌های خوب، ارزان و با کیفیت به سمت چادر است یا پوشش‌های دیگر؟

الان فقط مسأله ما گرانی چادر نیست، کیفیت چادر هم هست، کیفیت چادر یک مسأله خیلی جدی است؛ چرا یک چادر باید به سرعت بور شود که فرد مجبور باشد دوباره آن را بخرد که اگر پولش را نداشت، زنی که زیبا طلب است، زشت و بور بپوشد.

چرا این کالای استراتژیک در داخل تولید نمی‌شود؟ گندم کالای استراتژیک است، چادر کالای استراتژیک نیست؟ این همه زن خانواده خادم و فداکار جمهوری اسلامی داریم، این کالا برای شما استراتژیک نیست؟ اگر تمام واردات قطع شد چکار می‌کنید؟ اگر چادر را تحریم کردند، می‌خواهید چه کنید؟ می‌خواهید برای زن‌های چادری داخل کشور چکار کنید؟ آن شعور سیاسی نه، شعور فرهنگی کجاست؟

برای اینکه این گروه خدمتگزار شما ناراحت و اذیت نشود، به دردسر نیافتد، این مشکوک و نگران کننده نیست؟ نباید به این سمت برویم که مسأله را حل کنیم؟ ببینیم که چرا این گروه باید اذیت شوند؟ مگر این‌ها در جمهوری اسلامی چه خطایی کرده‌اند؟ جرمشان این است که جمهوری اسلامی را حفظ می‌کنند؛ بزرگترین خطای خانواده‌های چادری این است که مدافع اصلی جمهوری اسلامی هستند.

من نمی‌گویم که خانواده مانتویی‌ها مدافع نیستند، اما حرفم روی درصد این‌ها است؛ اینقدر تعداد این‌ها زیاد است که گویا همه هستند؛ هرچند من معتقد هستم که ما مسیحی و سنی پا به کار انقلاب هم داریم.

حمایت اولیه درست بود؛ یعنی وامی که برای ساخت کارخانه داده شده بود کلان بود و با آن وام کارخانه‌ها راه‌اندازی شد؛ با تدبیر استراتژیک بودن کالا، این کارخانه‌ها راه افتاد؛ البته از قبل شروع شده بود اما حدود سال هشتاد فعال شد؛ حمایت‌های بعدی که باید صورت می‌گرفت این بود که نباید انحصار واردات وجود می‌داشت؛ چطور الان در ماجرای گندم و این‌ها مراقبت هست؟

اینکه گندم را تکرار و با چادر مقایسه می‌کنم، به این مطلب اعتقاد دارم که گندم غذای جسم و چادر غذای روح خانواده‌های مؤمن ما است؛ مصرف چادر یک کالای استراتژیک معنوی است همانطور که گندم یک کالای استراتژیک جسم است؛ مدام می‌خواهم مثال بزنم که عرض من روشن شود، این هم با مسامحه نیست، خیلی هم دقیق از این لفظ استفاده می‌کنم.

یکی از کارهایی که باید صورت می‌گرفت این بود که دولت مداخله و بر واردات و وارد کنندگان نظارت می‌کرد؛ به واقع پنج نفر بودند که واردات چادر را انجام می‌دادند.

مانند کاری که در ماجرای میوه انجام می‌دهیم؛ الان فصل سیب و برنج و هنگام فروش این‌ها اگر واردات را باز کنید تولید کننده ورشکست می‌شود؛ برنج فروش‌ها، چای فروش‌ها و سیب فروش‌ها نابود می‌شوند؛ می‌گویند زمان فروش ما بود چرا واردات را باز کردی؟

درباره چادر هم همینطور، الان کارخانه راه افتاده است، تو الان باید واردات را کنترل کنی نباید بگذاری وارد شود؛ حتی اگر کیفیتش پایین‌تر باشد؛ در حالی که این کارخانه‌ها مدعی هستند ما آخرین تکنولوژی را داشتیم اما نمی‌توانستیم رقابت کنیم؛ در واردات سودهای فراوانی وجود دارد که نتوانستند با کره و دیگر کشورها رقابت کنند. وقتی کالایی تازه در حال راه افتادن است؛ این خیلی طبیعی است.

از اساس چادر، کالای استراتژیک فرض نشده است تا برای آن این مراقبت‌ها به وجود بیاید؛ فهم مسئول بازرگانی برای کنترل این ماجرا وجود نداشته است؛ یک بی‌خیالی و بی‌توجهی در حال خیلی خوشبینانه به این قضیه وجود داشته است که چه اهمیتی دارد؟ این‌ کارخانه‌ها نتوانستند و عرضه نداشتند، ناتوان از رقابت با آن‌ها بودند و خودشان حذف شدند؛ به ما چه ربطی دارد؟ ممکن است بگویند قانون طبیعت این است که هر کس قدرت بیشتری داشته باشد غالب می‌شود.

آمار این چادری‌ها جالب است؛ آمار واقعی و رسمی وزارت کشور که سال 90 در سطح ملی گرفته شد از کل افرادی که حجاب شرعی را رعایت می‌کنند 51 درصد یعنی بیش از نیمی از این افراد همان گروه مقاوم هستند که از چادر استفاده می‌کنند؛ حالا این درصد حق حیات معنوی و زندگی مؤمنانه ندارند؟

چه حمایتی باید می‌شد؟ حمایتی که تو از چای کار می‌کنی از تولید کننده چادر هم می‌کردی؛ توقع زیاد شدن این‌ها را نداشتیم اما همین هشت تا می‌ماند که کالای استراتژیک شما از بین نرود؛ در این چهار دولت اخیر هیچ همتی برای تأسیس کارخانه یا احیای همان کارخانه‌های قبلی وجود نداشته است؛ این را با علم عرض می‌کنم، به عنوان کسی که وسط میدان بوده و کار را دنبال می‌کرده است.

با این قیمت چادر کاری می‌کنند که این خانواده متدینی که با سختی زندگی می‌کند، چهار تا دختر دارد، کارگر یا کارمند است، نتواند به راحتی به اندازه لازم برای خانواده‌اش چادر بخرد.

چادر کالای مصرفی است؛ چون لباس رو هست، بسیار هم آسیب‌پذیر است، باران و آفتاب می‌خورَد و لای در گیر کند و از این حوادث بسیار اتفاق می‌افتد؛ ما طلبه‌ها که عبا داریم خانم‌های چادری را درک می‌کنیم؛ این کالای مصرفی که آدم‌ها به آن نیاز دارند؛ این فشار اقتصادی می‌آید، باید روی خانواده متدین بیشتر اثر بگذارد.

ما معتقد نیستیم که این‌ها دست بر می‌دارند، اما می‌تواند به صورت طبیعی جایگاه این‌ها را تنزل دهد؛ وقتی چادر نو نداشته باشد که بپوشد، بین بچه‌ها به او بی‌توجهی شود، طرد شود؛ آن اثر روانی خودش را بگذارد. خائن است کسی که در این زمینه ورود کرده است.

 

###

 




نظرات کاربران

آخرین اخبار
از پرسش به شما 1
از پرسش به شما 2
یادداشت و نظر
از پرسش به شما
تماشا و نشست
© تمامی حقوق برای شرکت ایده بکر مبین محفوظ است.