چراحسین کشته شد؟؛امتیازطلبی،بی عدالتی،مال اندوزی مسلمانان و ... سیدجعفر شهیدی

او به صراحت شهادت امام حسین را به دست مسلمانان و فقه مسلمانی معرفی می کند.

پرسش:پژوهش های دکتر-علامه سید جعفر شهیدی، علت کشته شدن امام حسین ع در زمان کم 50 سال پس از رحلت پیامبر (ص) انحراف مسلمانان از تعالیم ناب پیامبر؛حاکمیت  بی عدالتی، از بین رفتن اصل مساوات اسلامی، امتیاز طلبی،مال اندوزی و تغییر ارزش ها و صفاتی نظیر این بر جامعه زمان قیام امام حسین(ع) می داند.

او به صراحت شهادت امام حسین را به دست مسلمانان و فقه مسلمانی معرفی می کند.

دکتر شهیدی به این خاطر نام کتاب خود را در باره چرایی قیام امام حسین و چرایی شهادت او؛ «پس از پنجاه سال» داد و عنوان دوم ؛« پژوهشی تازه درباره قیام امام حسین(ع)» به آن افزود.

پرسش اصلی دکتر شهیدی در این کتاب این است که چه شد که حسین، فرزند رسول خدا و بزرگمرد جهان اسلام، به دست مسلمانان کشته شد؟» 

«به عبارتی او این پرسش را ابعاد دیگری داد و پرسید: چه شد اجتماع مسلمان آن روز در مقابل این حادثه تا آن حد خونسردی و بی‌اعتنایی نشان داد؟ حسین و یاران او چه جرمی مرتکب شده بودند که فقه مسلمانی کیفر آن را قتل می‌دانست؟»

او برای این پرسش، این پاسخ را یافت:

«در کوفه هنوز عده‌ای از صحابه پیغمبر می‌زیستند… این‌ها می‌توانستند با همکاری گروه بزرگی از تابعین و سران شهر، حاکم کوفه را مجبور کنند تا راه دیگری جز آن چه در پیش گرفت، اختیار کند ولی چنین نکردند، چرا؟»

در ادامه جستجوی او برای این پاسخ آمده است» در سال شصت و یکم، عده‌ای از یاران پیغمبر در شم به سر می‌بردند و بعضی از آن‌ها در نزد یزید مقامی والا داشتند. چرا در این حوزه مسلمانی هیچ گونه اقدامی برای مخالفت با این فاجعه به عمل نیامد؟» 

 دکتر شهیدی به صراحت در بارۀ چرایی حادثه عاشورا این چنین می گوید: «دستاویز قرار دادن سنتی برای محو سنت دیگر، به گناه رنگ دین دادن، تبعیض در اجرای احکام الهی، از بین بردن اصل مساوات اسلامی، سبقت در اسلام را بهانه امتیازطلبی قرار دادن، فخر فروشی درباره اصل و نسب، تغییر ارزش‌ها، ارتجاع جاهلی، حاکمیت جریان نفاق، برتری فروشی نژادی، پناه بردن به مسائل کلامی برای فرار از زیر بار مسئولیت، بی‌اعتنایی به عدالت، فراموشی برادری اسلامی، گرمتر و گرمتر شدن بازار حقیقت‌پوشی و دین فروشی…»

وی می افزاید : «در خلافت عمر با فتح ایران و مصر و متصرفات امپراتوری روم، ناگهان درآمد مسلمانان افزایش یافت… پیدا شدن این ثروت، عمر را به فکر انداخت که چه کند… سرانجام با مشورت صحابه، نوعی بودجه‌بندی به وجود آورد. نام هر یک از مسلمانان را در دفتری ثبت کردند و با رعایت سبقت وی در اسلام و با نزدیکی او به پیغمبر برای او مقرری نوشتند.

«در مدت نیم قرن، عامل‌های چندی در سقوط جامعه اسلامی موثر بود، اما هیچ یک از آن‌ها در شدت اثر به پایه این عامل ـ رغبت به مال اندوزی ـ نمی‌رسد

سیدجعفر شهیدی مشهود به دکتر، علامه ، آیت الله در سال ۱۲۹۷ در بروجرد    به دنیا آمد و در 23 دی ۱۳۸۶ در تهران در گذشت. رئیس موسسه لغت نامه دهخدا و مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی، استاد تمام دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران و از پژوهشگران برجسته زبان و ادبیات فارسی، فقه و تاریخ اسلام بود. او پدر شهید احسان شهیدی طلبه حوزه علمیه بود که تا اوایل دهه هشتاد شمسی پیکرش به ایران بازگردانده نشد.

شهیدی از شاگردان برجستهٔ علی اکبر دهخدا و بدییع الزمان فروزانفر در دانشگاه تهران بود و در سال ۱۳۴۰ دکترای خود را در رشته ادبیات فارسی و تاریخ دریافت کرد. او همچنین در حوزه علمیه قم و حوزه علمیه نجف زیر نظرآیت الله سیدحسین طباطبایی بروجردی و آیت الله سیدابوالقاسم خویی تحصیل کرد و درجه اجتهاد داشت.

او به جز همکاری در تدوین فرهنگ معین و لغت نامه دهخدا،۴ عنوان ترجمه، ۳ عنوان تصحیح و تعداد زیادی تألیف دارد که شماری از کتاب‌های وی به زبان‌های غیرفارسی ترجمه شدند و جایزه دریافت کردند.

سیدجعفر شهیدی فرزند سیدمحمد سجادی که از دانشمندان و مفاخر بزرگ ادبی ایران به‌شمار می‌رفت، در سال ۱۲۹۷ هجری خورشیدی در یکی از محلات قدیمی شهر بروجرد به دنیا آمد. وی دوران تحصیل ابتدایی و اندکی از متوسطه را در این شهر و سپس ادامه آن را در تهران به انجام رساند. شهیدی ابتدا به نام سجادی معروف بود که بعدها تغییر شهرت داده و با نام شهیدی در مراکز علمی و دانشگاهی شهرت پیدا کرد.

در سال ۱۳۲۰ برای تحصیل علوم دینی و فقه و اصول راهی نجف شد و تحصیلات حوزوی‌اش را در شهر نجف که شهر علم نام داشت، تا حد رسیدن به درجه اجتهاد بالا برد.

شهیدی پس از آن چند سالی را در عوالم طلبگی درقم سپری و از محضرآیت الله بروجردی و بسیاری از مراجع و بزرگان دینی استفاده کرد، اما درنجف بعد از هشت سال، بیماری به ایران بازگشت. هر هفته باید خود را به پزشک نشان می‌داد و در نتیجه از رفتن به حوزه بازمی‌ماند. برای گذران زندگی و به‌منظور ترجمهٔ متون عربی، نزد دکتر سنجابی (وزیر فرهنگ وقت) می‌رفت اما به او اشتغال به تدریس پیشنهاد شد. سپس در دبیرستان ابومسلم مشغول به تدریس شد و با توجه به اهمیت مدرک تحصیلی در میزان حقوق، بدون شرکت در کلاس‌ها، لیسانس الهیات را با بهترین نمره‌ها می‌گیرد.

برخورد با محمد معین، باب آشنایی وی را به حضور علی اکبر دهخدا فراهم کرد و بعد از تشکیل موسسه لغت نامه دهخدا، معاونت سازمان رابه‌عهده گرفت. سپس علامه دهخدا از سیدجعفر شهیدی دعوت به همکاری کرد و او را با تخفیف بی نظیر خواند.

 

###




نظرات کاربران

آخرین اخبار
از پرسش به شما 1
از پرسش به شما 2
یادداشت و نظر
از پرسش به شما
تماشا و نشست
© تمامی حقوق برای شرکت ایده بکر مبین محفوظ است.