مازیار ابراهیمی خواستار رسیدگی قوه قضاییه به شکایت چهارسال پیش خود شد

او در دولت قبل (سال 91) بازداشت شد و در دولت کنونی(درسال 93) رفع اتهام و آزاد شد.

پرسش:مازیار ابراهیمی از متهمان پرونده ترور شهدای هسته ای که بعد از حدود دوسال زندان رفع اتهام و آزاد شد، در واکنش به سخنان اخیر سخنگوی قوه قضاییه که او را به شکایت علیه زندانی شدنش در این پرونده، دعوت کرده بود، گفت وقتی من شکایتی در همین مورد  از چهار سال پیش در قوه قضاییه دارم و پرونده ام بسته نشده، شکایت مجدد موضوعیت و وجاهت ندارم و می توانند درصورت تمایل به همان رسیدگی کنند.

او در دولت قبل (سال 91) بازداشت شد و در دولت کنونی(درسال 93) رفع اتهام و آزاد شد.

ابراهیمی در گفتگو با «پرسش» تصریح کرد « من بخاطر این بازداشت، زن و زندگی و شغل و شرکت و سرمایه و روابط اجتماعی ام را از دست دادم و جای ماندن برای من در ایران نبود، همه به چشم جاسوس و اسراییلی و زندانی امنیتی نگاه می کردند و از من دور می شدند. همسرم طلاق گرفت. شغلم و شرکت تجهیزات تلویزیونی ام که قراردادهای صدها هزار و میلیون ها دلاری می بستم، همه به فنا رفت. آن وقت وزارت به من 215 میلیون تومان داده است در حالی که من در این پرونده 500 میلیارد تومان غرامت درخواست کرده ام .آن قدر در مضیقه اجتماعی بودم که حتی هیچ وکیلی، وکالتم را در این شکایت برعهده نگرفت.

وی که درگذشته همچون پدر بازنشسته اش فیلمبردار صداو سیما و نیز صدابردار آن بوده، گفت شکایتی هم از صداوسیما درسال 93 و بعد از آزادی از زندان کردم که به دلیل ناتوانی درتامین 30 هزار یوور هزینه آن، درخواست اعسار کردم که قوه قضاییه درخواست را نپذیرفت و بنابراین پرونده حق و مطالبه یک میلیون یورویی من از صداوسیما بابت قرارداد تامین تجهیزات نور استودیوهایش، مسدود شد.

ابراهیمی که 13 سال پیش شرکتی در زمینۀ مشاوره،فروش و نصب تجهیزات تلویزیونی و سینمایی در سلیمانیه عراق راه اندازی می کند و از این طریق وارد کار با ایران و صداوسیما و کشورهای منطقه می شود، کلید خوردن بازداشت خود را از همین روابط کاری با صداوسیما می داند. بازداشتی که به زعم وی ، قربانی اش کرد و همه چیزش را از او گرفت.

در همین مورد از او سووال شد که چه چیزی باعث شد شما که شرکت تجیهزات تلویزیونی و سینمایی داشتید  مورد گمان سوء و در نتیجه بازداشت قرار بگیرید؟ چرا به کس دیگری مظنون نشدند؟ که گفت: اصلاً بحث گمان سوء نبود. بلکه من با مافیای صداوسیما مواجه شدم و بعد از اینکه مدتها برای صداوسیما تامین وسایل به صورت خرده کاری می کردم و بخاطر حسن کار، قرارداد مناقصه ای برای تجهیز و تامین استودیوهای پرس تی،آی فیلم و شبکه خبراسپانیایی(ایسپان) نصیب من شد به مبلغ 7 میلیون یورو که وقتی اجرا شد بازتاب بسیارمثبت وسیعی درصداوسیما داشت؛ چون با بهای پایین و گارانتی و خدمات عالی همراه بود، باکمترین قیمت ها بهترین نور(پروژکتور) را یعنی برند «آری» آلمان که بهترین وبرترین درجهان است، نصب کردیم. مثلا نوری که من تامین کرده بودم اگر100 دلار بود در مقابل، برادران «ع» و آقایان «ر» و «ک » که با چند نفری دیگر دربخش های مالی شبکه های صداوسیما و یا جاهای دیگر حمایت می شدند و باندی بودند، نوری ارائه کرده بودند که نه تنها ناشناس بود بلکه به اسم تولید داخلی محصول چین را به قیمت 150دلار ارائه کرده بودند.

او افزود درموردی دیگر از من خواسته شد که یک مورد خریدهای این افراد با صورت نیاز اعلام شدۀ بخشهای مربوطۀ صداوسیما تطبیق داده شود که من به مغایرت آن رسیدم که درخواست کالا چیز دیگری بوده و آنچه خریده شده چیز دیگری بود و البته با کیفیت نازل . اینها باعث شد( براساس آنچه آقای «ب» از حراست طبق فیلم ضبط شدۀ دوربین مداربستۀ حراست به خود من گفت که؛) یکی از همین آقایان نامه ای به داخل صندوق حراست می اندازد و در آن مازیار ابراهیمی با صفت های بهایی، یهودی و جاسوس که شرکتش محل جاسوس هاست، معرفی می شود. نامه به وزارت ارسال می شود. این درشرایطی بود که پرونده متهمان ترور دانشمندان هسته ای از دوماه قبل ان باز شده بود و منتظر بودند هرکه به قلاب بیفتد، و به عنوان متهم وارد پرونده بکنند.

«به این ترتیب درست 9 ساعت قبل از امضای قرارداد با شبکه افق در ساعت یک بامداد 24 خرداد 1391 بازداشت شدم بعد از من برادرم ( که مقیم سوریه بود، و همسرش که سه ماه باردار بود و او هم مدت کوتاهی بازداشت شد) ، شوهر خواهرم و یکی از همکارانم بازداشت شدند. دو سه ماه بادزاشتم فیلم «کلوپ ترور» (فیلم اعترافات متهمان ترور شهدای هسته ای) از سیما پخش شد که اثرات منفی بسیاری در زندگی اجتماعی و شغلی من به جا گذاشت. حدود 26 ماه زندان بودم که 16 ماه آن انفرادی بود و وقتی در 5 مرداد 1393 آزاد شدم دارای مشکلات جسمانی و قوس کمر شده بودم.»

از او پرسیدم به این ترتیب آیا همۀ 53 نفر متهمان این پرونده آزاد شدند؟، که مدعی شد 53 نفر نبودند بلکه بیش از 100 نفر بودند. اما دوران حبس همه اینها متفاوت بود بعضی مثل بهروز قبادی برادر بهمن قبادی کارگردان دو سه ماه بیشتر در زندان نبودند و برخی بیشتر، ولی در سال 93 همه آزاد شدند.

 

 

وی در این مصاحبه ادعا دارد که کارچاق کن ها در پرونده اش فعال شدند و مدعی است که از خانواده اش 50 هزار دلار در همان اوان بازداشت در سال 91 گرفتند تا بگویند او کجاست؟ در یک مورد هم اشاره می کند که این افراد به خانواده اش پیشنهاد دریافت یک میلیارد تومان می کند تا در ازایش اعدام وی را به حبس تبدیل کنند. وی مدعی است حتی بعد از آزادی با این افراد برخورد داشته و آنها گفته اند در ازای دریافت 450 میلیون تومان، طلب یک میلیون یورویی اش را از صداوسیما به او باز می گردانند.

« بعد از آزادی از صداوسیما شکایت کردم. سال بعد آن، از وزارت شکایت کردم و با وثیقه ای که تامین کردم و کسب اجازه، فروردین 95 برای سرکشی و بررسی وضعیت خانه و شرکتم به سلیمانیه رفتم که از بخت من آنجا هم توسط اقلیم بازداشت شدم و 11 ماه در حبس بودم که 64 روز آن انفرادی بود. بازجویان اقلیم کردستان می گفتند که تو اگر جاسوس اسراییلی پس چرا زنده ای؟ یا به من ایراد می گرفتند که چرا در فیلم کلوپ ترور گفته شده ترورهای هسته ای از اقلیم کردستان انجام می شود؟ »

«آنچه جای دلخوری و غم دارد اینست که با اینکه گرفتاری من درکردستان عراق ناشی از فیلمی بود که صداوسیمای ایران پخش کرده بود اما کنسولگری ایران در سلیمانیه نه تنها هیچ سراغی از من نگرفت بلکه حتی سراغی از پدر پیر من و بازنشسته صداوسیمای همین کشورکه از بانک ملت وام  گرفته تا باتفاق مادرم به سلیمانیه بیایند و دنبال کارمن را بگیرند و درآنجا جایی نداشتند و 6 ماه آواره بودند و هر روزجلوی زندان بست می نشستند، نگرفت.»

مازیار ابراهیمی با همه اینها به ایران امیدوار است که« دستگاه های کشور به وضعیت من رسیدگی کنند و مرا درک کنند و مشکلات را برطرف و شکایتش مورد توجه قرار گیرد، چون اساساً آدم خوش بینو امیدواری هستم.»

او اواخر اسفند 95 از اقلیم کردستان آزاد می شود. تقریبا دو سال در ایران می ماند تا اینکه مساله ای رخ می دهد و او را وادار می کند برای همیشه از ایران برود. در این مصاحبه از او پرسیده شد: چرا از ایران رفتی ؟ ابراهیمی گفت: به دلیل پرونده قضایی داشتم، یکبار به شبکه «ثنا» (شبکه اطلاع رسانی قوه قضاییه برای صاحبان پرونده) مراجعه کردم. دیدم در برابر اسم من اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق محارب و فساد فی الارض» ذکر شده  است. دستکم نه برای من بلکه برای تعدادی از آن دسته از آزادشدگان این پرونده که به من درمورد خودشان اطلاع داده اند؛ تا اسفند 97 چنین اتهامی همچنان متوجه همه ما بود. پرونده هم همچنان مفتوح بود؛ بنابراین نگران شدم که ممکن است تحت شرایطی مجدداً قربانی شوم. به این خاطر به این نتیجه رسیدم که از ایران خارج شوم ، به آلمان آمدم و درخواست پناهندگی کردم که هنوز پذیرفته نشده و در این چندماه همچنان در کمپ بسر می برم.»

 

###




نظرات کاربران

آخرین اخبار
از پرسش به شما 1
از پرسش به شما 2
یادداشت و نظر
از پرسش به شما
تماشا و نشست
© تمامی حقوق برای شرکت ایده بکر مبین محفوظ است.