حمله نظامی آمریکا به ایران جدی تر شد؟

اگر این روند ادامه پیدا کند، فقدان توافق هسته ای به معنای نزدیک شدن ایران به آستانه و نزدیک شدن آمریکا به جنگ است.با وجود نامشخص بودن نتیجه نهایی مذاکرات احیای برجام، دور اخیر گفتگوها در وین، امید به احتمال موفقیت را زنده نگه داشته است. اما در صورت شکست روند دیپلماتیک، ایالات متحده باید برای سومین جبهه بحران خارجی -پس از چین و روسیه- آماده شود. 

پرسش: پس از فجایع ناشی از جنگ اوکراین و مقابله با چین، اکنون بطور بالقوه ایران نیز می‌تواند به عنوان جبهه سوم گریبانگیر بایدن شود.

با وجود نامشخص بودن نتیجه نهایی مذاکرات احیای برجام، دور اخیر گفتگوها در وین، امید به احتمال موفقیت را زنده نگه داشته است. اما در صورت شکست روند دیپلماتیک، ایالات متحده باید برای سومین جبهه بحران خارجی -پس از چین و روسیه- آماده شود. 

تریتا پارسی، معاون اجرایی مؤسسه کوئینسی و ستون‌نویس سیاست‌خارجی MSNBC در مقاله‌ای با عنوان «چگونه بایدن از یک بحران خارجی سه جانبه جلوگیری کند؟» هشدار داده است که پس از فجایع ناشی از جنگ اوکراین و مقابله با چین، اکنون بطور بالقوه ایران نیز می‌تواند به عنوان جبهه سوم گریبانگیر بایدن شود.

به نوشته پارسی٬ جو بایدن در حال حاضر با دو بحران خارجی ناشی از تنش با چین و روسیه دست و پنجه نرم می‌کند. هنوز برای اجتناب از اینکه ایران مورد سوم باشد دیر نشده است. آخرین چیزی که آمریکا اکنون به آن نیاز دارد، یک بحران خارجی سه جانبه است. و با این حال در آستانه آن قرار داریم. 

در محاصره مثلث بحران

در این مقاله آمده است: آمریکایی‌ها خسته‌اند، با خودشان در تضاد و قطبش هستند و نمی‌توانند درگیر درگیری‌های خارجی بیشتر شوند، چه برسد به فاجعه سه‌جانبه‌ای که در برابر ما قرار دارد.  

با این حال، ما در چنین وضعیتی هستیم؛ در حالی که ایالات متحده به طور بالقوه با یک جنگ طولانی در اوکراین مواجه است که خطر تبدیل شدن به یک رویارویی مستقیم ایالات متحده و روسیه را در خود دارد، با پکن بر سر تایوان دچار یک بحران غیرضروری است که با سفر بی‌ملاحظه نانسی پلوسی به تایپه تشدید شد. و احتمال فروپاشی توافق هسته‌ای ایران که ممکن است به جنگ با قدرت خلیج فارس منجر شود.

در نهایت، این سه‌گانه بحران، تهدید واقعی وجودی عصر ما را از اولویت خارج می کند: هرج و مرج اقلیمی. اما این داستان دیگری است. در حال حاضر، دولت بایدن هنوز فرصت دارد تا از یکی از این بحران‌های بالقوه سیاست خارجی جلوگیری کند: مناقشه هسته ای ایران.

اوکراین؛ یک جنگ طولانی، خونین و در نهایت بلاتکلیف

در اوکراین در کوتاه مدت و میان مدت نه پیروزی و نه حتی یک نتیجه مشخص وجود دارد. ایالات متحده و متحدانش و همچنین روس ها برای درگیری طولانی مدت آماده می شوند. استقامت و تعهد نتیجه آن جنگ را تعیین خواهد کرد.

با این حال، همانطور که بری پوزن، استاد دانشگاه MIT می نویسد، حتی پس از سرازیر شدن منابع بیشتر در جنگ، محتمل ترین نتیجه همچنان "یک جنگ طولانی، خونین و در نهایت بلاتکلیف" خواهد بود.

فراتر از بیش از 50 میلیارد دلاری که دولت بایدن به عنوان کمک نظامی به اوکراین ارسال کرده (و دولت اوکراین قبلاً 40 میلیارد دلار دیگر درخواست کرده است) و اگرچه بعید به نظر می رسد کاخ سفید مکمل دیگری را قبل از انتخابات میان دوره ای ارائه کند، اما درگیری طولانی‌تر می شود. در ادامه، خطر تشدید بیشتر است. این نه تنها شامل استفاده بالقوه از تسلیحات هسته ای، بلکه دخالت مستقیم تر ایالات متحده در جنگ را نیز شامل می‌شود. (متذکر می‌‌شوم که دولت بایدن به خاطر دور نگه داشتن نیروهای آمریکایی از جنگ باید ستایش شود.)

درست است که ایالات متحده نمی‌تواند و نباید شرایط راه حل دیپلماتیک برای جنگ آغاز شده توسط روسیه را دیکته کند. اما می‌تواند و باید به ایجاد شرایط برای دیپلماسی کمک کند. تاکنون، دیپلماسی بسیار کمی وجود داشته است، به ویژه با توجه به ضرورت اجتناب از درگیری مستقیم آمریکا و روسیه. به عنوان مثال، آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه، برای اولین بار از زمان تهاجم روسیه تنها پنج روز پیش، با همتای روس خود، سرگئی لاوروف، صحبت کرد.

آغاز جنگ سرد دوم

تایوان؛ یک بحران غیرضروری

بحران تایوان، همانطور که در بالا ذکر کردم، کاملا غیر ضروری بود. دولت بایدن می توانست در وهله اول با تکیه بر پلوسی برای به تعویق انداختن دیدار وی از فوران آن جلوگیری کند. بله، پلوسی "حق" سفر به تایپه را دارد. اما این سوال مربوطه نیست. بلکه سوال این است که آیا چنین سفری از نظر استراتژیک عاقلانه است و آیا منافع ایالات متحده را پیش می برد یا خیرانجام نمیدهد.

ابعاد کامل این بحران هنوز به طور کامل درک نشده است. اما همانطور که همکار من مایکل سوین استدلال می‌کند، «این وضعیت با توجه به وضعیت نابسامان روابط کنونی ایالات متحده و چین و توانایی‌های نظامی بسیار بهبود یافته چین، پتانسیل تبدیل شدن به نسخه‌ای بدتر از بحران تایوان 1995-1996 را دارد.»

اگرچه بایدن در وهله اول این فرصت را برای جلوگیری از بروز بحران از دست داد، اما همچنان می تواند در مکانیسم های کاهش تنش برای خنثی کردن درگیری و جلوگیری از رویارویی با پکن سرمایه گذاری کند.

نظم‌سازی معکوس؛ ترس از چین، نظم نوین جهانی را شکل می‌‌دهد

با مرگ برجام، فاجعه رخ خواهد داد

اگر درگیری‌های بالقوه با این دو قدرت هسته‌ای به اندازه کافی بد نبود، دیپلماسی بر سر برنامه هسته‌ای ایران یک پشتوانه حیاتی است. دور تازه و شاید نهایی مذاکرات به تازگی در وین پایتخت اتریش برگزاری شد. با این حال، هیچ نشانه روشنی وجود ندارد که دو طرف شجاعت لازم را برای توافق با مصالحه های سیاسی ناخوشایند به دست آورده اند.

همانطور که یک دیپلمات ارشد اروپایی درگیر در مذاکرات به من گفت: «ما هرگز اینقدر نزدیک نبودیم. اما این هنوز به این معنی نیست که ما توافقی خواهیم داشت.»

شکی نیست که اگر توافق از بین برود و هر دو طرف تصمیم به تشدید تنش بگیرند، فاجعه رخ خواهد داد. بایدن و لاپید، نخست‌وزیر اسرائیل در ماه گذشته در جریان سفر به اسرائیل، «اعلامیه اورشلیم» را امضا کردند که تعهد مشترکی برای مقابله با حرکت [ادعایی] ایران به سوی سلاح‌ هسته‌ای است. روز قبل‌تر، بایدن به تلویزیون اسرائیل گفت که از نیروی نظامی برای جلوگیری از هسته ای شدن ایران را به عنوان «آخرین راه حل» استفاده خواهد کرد.

اگرچه ایالات متحده مدت‌هاست که اعلام کرده است برای جلوگیری از هسته‌ای شدن ایران [در سطح تسلیحات] وارد جنگ خواهد شد، اما تکرار این تهدید در بحبوحه مذاکرات جاری و در هنگام بازدید از اسرائیل - بزرگترین مخالف توافق هسته‌ای با ایران - یادآور این موضوع بود که ما چقدر به یک رویارویی نزدیک هستیم.

تنها در دو ماه گذشته، طرف آمریکایی تحریم‌های فشار حداکثری ترامپ را دوبرابر کرده و تحریم‌های جدیدی را اضافه کرده و فشار اقتصادی بیشتری را وعده داده است. ایران نیز به نوبه خود با فعال کردن 500 سانتریفیوژ پیشرفته جدید پاسخ داده و به طور قابل توجهی توانایی های هسته ای خود را بهبود بخشیده است.

اگر این روند ادامه پیدا کند، فقدان توافق هسته ای به معنای نزدیک شدن ایران به آستانه و نزدیک شدن آمریکا به جنگ است.

گره کور احیای برجام

حماقت ترامپ، غفلت بایدن

تیم بایدن ممکن است محاسبه کرده باشد که در چنین سناریویی، مردم آمریکا ایران و ترامپ را مقصر می دانند، زیرا او در وهله اول از توافق هسته ای خارج شد. اما یک نظرسنجی اخیر توسط Data for Progress آب سردی را روی این قمار می ریزد. این نشان می‌دهد که رای‌دهندگان دودستگی دارند و 33 درصد بایدن و 34 درصد ترامپ را مقصر می‌دانند.

رأی دهندگان کاملاً بی‌انصاف نیستند. ترامپ به خاطر خروج از توافق و انجام هر کاری که می توانست برای از بین بردن توافق انجام دهد، سزاوار تقصیر اصلی است.

اما بایدن فرصت طلایی برای پیوستن مجدد به این توافق از طریق فرمان اجرایی در اولین هفته ریاست جمهوری خود داشت، همانطور که با توافق پاریس در مورد تغییرات آب و هوایی و سازمان بهداشت جهانی انجام داد.

در عوض، او تصمیم گرفت تحریم‌های ترامپ را حفظ کند و تنها پس از صرف ماه‌های ارزشمند برای مشورت با سه کشوری که  در وهله اول ترامپ را برای خروج از این توافق تحت فشار قرار داده بودند -عربستان سعودی، اسرائیل و امارات متحده عربی که اصرار داشتند ایران باید اولین قدم را بردارد- برای بازگشت به برجام مذاکره کند.

یک منبع آگاه به پولیتیکو گفت که اسرائیل، امارات متحده عربی و عربستان سعودی همگی بر بایدن غلبه کردند تا وی برای «بازگشت به توافق عجله نکند». «آیا او شب‌ها بیدار است و نگران این موضوع است؟ او احتمالاً چیزهای دیگری دارد که او را بیشتر نگران کند».

ali azady 7.31.22

پاسخ قابل پیش‌بینی ایران

تهران این اقدامات اولیه دولت بایدن را با چشم بی‌اعتمادی درک کرد. ایرانی‌ها بر این باور بودند که بایدن با طولانی‌تر کردن رنج ایران تحت تحریم‌های ترامپ، می‌خواهد ایران را تضعیف کرده و مجبور به پذیرش شرایط سخت‌گیرانه‌تر کند. پاسخ ایران به همان اندازه که خطرناک بود قابل پیش بینی بود: اگر بایدن با تحریم های ترامپ بر ایران فشار بیاورد، ایران با گسترش بیشتر فعالیت های هسته ای خود، آمریکا را تحت فشار قرار خواهد داد. و برخی از مشکل‌سازترین تشدید تنش‌های ایران، مانند افزایش غنی‌سازی اورانیوم به 60 درصد، در زمان نظارت بایدن اتفاق افتاد، نه ترامپ.

به طور خلاصه، سرگردانی دیپلماتیک بایدن در ماه‌های اولیه‌اش فضا را مسموم کرد و وضعیت بد را بدتر کرد. سپس ایرانی ها هم با امتناع از تعامل مستقیم با ایالات متحده و هم با انجام سهم عادلانه خود در اتلاف وقت بر مشکلات افزودند. 

نظر مردم آمریکا

اما نظرسنجی ها باید به کاخ سفید یادآوری کنند که اگر مذاکرات با شکست مواجه شود، به همان اندازه ترامپ و بایدن، مقصر دیده می‌شود.

با این حال، اخبار خوب زیادی در نظرسنجی ها وجود دارد. رأی دهندگان آمریکایی اکثراً ترجیح می دهند موضوع هسته ای به صورت دیپلماتیک حل و فصل شود تا اقدام نظامی (۷۸ درصد در مقابل ۱۲درصد). و ۶۷ درصد از رای دهندگان از تمدید برجام یعنی توافق ایران حمایت می کنند و تنها ۲۰ درصد با آن مخالف هستند. در میان دموکرات‌ها، حمایت حتی قوی‌تر است: ۸۲ درصد از دموکرات‌ها خواهان تجدید برجام هستند.

گریز از جبهه سه‌گانه تنش

البته احیا یا عدم احیای برجام، تنها به بایدن بستگی ندارد. رسیدن به آری، نیازمند انعطاف و اراده سیاسی از هر دو طرف است. اما رئیس جمهور کنترل قابل توجهی بر این موضوع دارد. بایدن باید تمام تلاش خود را برای احیای توافق انجام دهد، نه تنها به دلیل سرزنشی که در صورت شکست بر دوش خواهد داشت یا به دلیل حمایت مردمی که در صورت موفقیت کسب خواهد کرد، یا حتی به دلیل مزایای امنیتی آشکاری که این توافق برای ایالات متحده به همراه دارد. بلکه برای جلوگیری از یک بحران فاجعه بار سه جانبه که آمریکا نمی تواند آن را تحمل کند.

og_image

 

 

  • ###




نظرات کاربران

آخرین اخبار
از پرسش به شما 1
از پرسش به شما 2
یادداشت و نظر
از پرسش به شما
تماشا و نشست
© تمامی حقوق برای شرکت ایده بکر مبین محفوظ است.